propionate

[ایالات متحده]/ˈprəʊpɪəneɪt/
[بریتانیا]/ˈproʊpiəneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمک یا استر اسید پروپیونیک؛ نمک یا استر اسید پروپیونیک

عبارات و ترکیب‌ها

propionate salt

نمک پروپیونات

propionate ester

استر پروپیونات

propionate formulation

فرمولاسیون پروپیونات

propionate derivative

مشتق پروپیونات

propionate compound

ترکیب پروپیونات

propionate level

سطح پروپیونات

propionate dosage

دوز پروپیونات

propionate application

کاربرد پروپیونات

propionate analysis

تجزیه و تحلیل پروپیونات

propionate synthesis

سنتز پروپیونات

جملات نمونه

propionate is used as a food preservative.

پروپیونات به عنوان یک نگهدارنده غذا استفاده می‌شود.

many athletes take propionate supplements.

بسیاری از ورزشکاران مکمل‌های حاوی پروپیونات مصرف می‌کنند.

propionate can help in muscle recovery.

پروپیونات می‌تواند به ریکاوری عضلات کمک کند.

some dairy products contain propionate.

برخی از محصولات لبنی حاوی پروپیونات هستند.

propionate is effective against mold growth.

پروپیونات در برابر رشد کپک‌ها موثر است.

research shows propionate affects metabolism.

تحقیقات نشان می‌دهد پروپیونات بر متابولیسم تأثیر می‌گذارد.

propionate is a common ingredient in baked goods.

پروپیونات یک ماده افزودنی رایج در محصولات پخته شده است.

some people are sensitive to propionate.

برخی از افراد به پروپیونات حساسیت دارند.

propionate is often used in animal feed.

پروپیونات اغلب در خوراک دام استفاده می‌شود.

studies have linked propionate to gut health.

مطالعات ارتباطی بین پروپیونات و سلامت روده نشان داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید