prosciutto

[ایالات متحده]/prəˈʃuːtəʊ/
[بریتانیا]/prəˈʃuːtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژامبون خشک ایتالیایی که به صورت نازک برش داده شده و اغلب با خربزه یا انجیر سرو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

prosciutto and melon

پروتشوتو و هندوانه

prosciutto wrapped asparagus

آسپرagus پیچیده در پروتشوتو

prosciutto pizza

پیتزای پروتشوتو

prosciutto salad

سالاد پروتشوتو

prosciutto sandwich

ساندویچ پروتشوتو

prosciutto platter

سینی پروتشوتو

prosciutto cheese

پنیر پروتشوتو

prosciutto crostini

کروتینی پروتشوتو

prosciutto bruschetta

بروسکتا پروتشوتو

prosciutto board

تخته پروتشوتو

جملات نمونه

i love to eat prosciutto with melon.

من عاشق خوردن گوشت پروتیو با طالبی هستم.

prosciutto can be used in various pasta dishes.

می‌توان از گوشت پروتیو در انواع غذاهای پاستا استفاده کرد.

she wrapped asparagus in prosciutto for the appetizer.

او مارچوبه را برای پیش‌غذا در گوشت پروتیو پیچید.

we served prosciutto on a charcuterie board.

ما گوشت پروتیو را روی تخته تشکیلات سرو کردیم.

he enjoys prosciutto sandwiches for lunch.

او از خوردن ساندویچ گوشت پروتیو در ناهار لذت می‌برد.

prosciutto pairs well with a variety of cheeses.

گوشت پروتیو با انواع پنیرها به خوبی همراه می‌شود.

she added prosciutto to her salad for extra flavor.

او برای طعم بیشتر گوشت پروتیو را به سالادش اضافه کرد.

they enjoyed a picnic with prosciutto and bread.

آنها از پیک‌نیک با گوشت پروتیو و نان لذت بردند.

he likes to cook with prosciutto for special occasions.

او دوست دارد گوشت پروتیو را برای مناسبت‌های خاص بپزد.

the recipe calls for thinly sliced prosciutto.

دستور غذا نیاز به برش‌های نازک گوشت پروتیو دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید