salami

[ایالات متحده]/sə'lɑːmɪ/
[بریتانیا]/sə'lɑmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوسیس خشک شده ایتالیایی، نوعی محصول گوشتی محفوظ شده ایتالیایی.

عبارات و ترکیب‌ها

sliced salami

سalami اسلایس شده

salami sandwich

ساندویچ سالامی

جملات نمونه

I bought some salami from the delicatessen.

من کمی سالامی از دلی خوش تهیه کردم.

The nonpork kosher salamis are cooked and semisoft.

سalami های کشروت غیرهاری پخته و نیمه‌نرم هستند.

Besides lardo and a great variety of salami, il Bel Paese has a large selection of olive oil and balsamic vinegar not available at City’Super.

علاوه بر لاردو و انواع سالامی، ای بل پائزه (منطقه ای در ایتالیا) انتخاب گسترده ای از روغن زیتون و سرکه بالزامیک دارد که در City’Super در دسترس نیست.

What kind will you have? Bolony? Salami? Spiced ham? Liverwurst? Head cheese ?

چه نوعی می‌خواهید؟ بولونی؟ سالامی؟ ژامبون تند؟ لیورورست؟ پنیر سر؟

I like to pair salami with cheese on my charcuterie board.

من دوست دارم سالامی را با پنیر در تخته تشکیلاتم جفت کنم.

The deli sells a variety of salami, ham, and other cured meats.

دلی انواع مختلف سالامی، ژامبون و سایر گوشت‌های فرآوری شده را می‌فروشد.

She made a delicious sandwich with sliced salami and fresh vegetables.

او یک ساندویچ خوشمزه با سالامی اسلایس و سبزیجات تازه درست کرد.

The antipasto platter included olives, cheese, and thinly sliced salami.

سینی آنتیپاستو شامل زیتون، پنیر و سالامی نازک برش خورده بود.

He bought a whole salami to bring to the picnic.

او یک سالامی کامل برای بردن به پیک نیک خرید.

The chef used spicy salami to add flavor to the pasta dish.

سرآشپز از سالامی تند برای افزودن طعم به غذای پاستا استفاده کرد.

They enjoyed a charcuterie platter with different types of salami.

آنها از یک سینی تشکیلات با انواع مختلف سالامی لذت بردند.

The salami and cheese sandwich was a popular choice for lunch.

ساندویچ سالامی و پنیر یک انتخاب محبوب برای ناهار بود.

She bought a salami roll from the bakery for a quick snack.

او یک نان سالامی از نانوایی برای یک میان وعده سریع خرید.

The pizza was topped with slices of spicy salami and fresh herbs.

پیتزا با ورقه‌های سالامی تند و سبزیجات تازه پوشانده شده بود.

نمونه‌های واقعی

Kimball cuts the salami into small cubes.

کیمبال سالامی را به مکعب‌های کوچک برش می‌دهد.

منبع: VOA Special English: World

Put some salami in my TV.

کمی سالامی در تلویزیون من بگذار.

منبع: Modern Family - Season 10

I've never bought a chocolate salami, so wouldn't know what to pay for it.

من هرگز سالامی شکلاتی نخریده ام، بنابراین نمی دانم برای آن چقدر باید پرداخت کرد.

منبع: Gourmet Base

The Italian muffuletta sandwich was topped with fennel salami, ham, mozzarella, and basil pesto.

ساندویچ ایتالیایی مفیولتا با سالامی فرنگی، هم، موتزارلا و پستوی ریحان پوشانده شده بود.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Oh, okay, it's quite like salami.

اوه، باشه، خیلی شبیه سالامیه.

منبع: Gourmet Base

A few unrefrigerated months later, we get salami, rather than Salmonelli!

چند ماه بعد که در یخچال نگهداری نشده بودیم، سالامی به دست آوردیم، نه سالمونلی!

منبع: "Minute Earth" Fun Science Popularization

Add the salami and cook until it turns brown.

سالامی را اضافه کنید و تا زمانی که قهوه ای شود بپزید.

منبع: VOA Special English: World

How was rock climbing? He passed out. Just hung there like a big salami.

صخره نوردی چطور بود؟ از حال افتاد. همانطور که یک سالامی بزرگ آویزان بود.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

What about cancerous Nitrosamines already present in bacon, frankfurters or salami thanks to heat processing.

در مورد نیتروزامین های سرطانی که از قبل در بیکن، فرانکیفورتر یا سالامی وجود دارد به دلیل فرآوری حرارتی چه می شود؟

منبع: WIL Life Revelation

Do you have any other cold cuts? Is this salami and bologna you have here?

آیا شما برش های سرد دیگری دارید؟ آیا این سالامی و بولونیا است که در اینجا دارید؟

منبع: EnglishPod 91-180

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید