proselytizes

[ایالات متحده]/ˈprɒs.ə.lɪ.taɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈprɑː.sə.lɪ.taɪzɪz/

ترجمه

v. کسی را به یک دین، باور، یا نظر تبدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

actively proselytizes

فعالانه تبلیغ می‌کند

frequently proselytizes

اغراقاً تبلیغ می‌کند

openly proselytizes

به‌طور آشکارا تبلیغ می‌کند

quietly proselytizes

به‌طور آرام تبلیغ می‌کند

successfully proselytizes

با موفقیت تبلیغ می‌کند

often proselytizes

اغلب تبلیغ می‌کند

vigorously proselytizes

با قدرت تبلیغ می‌کند

consistently proselytizes

به طور مداوم تبلیغ می‌کند

effectively proselytizes

به طور موثر تبلیغ می‌کند

passionately proselytizes

با اشتیاق تبلیغ می‌کند

جملات نمونه

the preacher proselytizes every sunday at the community center.

واعظ هر یکشنبه در مرکز اجتماع، مبلغ مذهب خود را تبلیغ می‌کند.

she actively proselytizes her beliefs to her friends.

او به طور فعالانه باورهای خود را به دوستانش تبلیغ می‌کند.

the organization proselytizes for environmental awareness.

سازمان برای افزایش آگاهی زیست محیطی تبلیغ می‌کند.

he often proselytizes about the importance of education.

او اغلب در مورد اهمیت آموزش تبلیغ می‌کند.

the group proselytizes their message through social media.

گروه پیام خود را از طریق رسانه‌های اجتماعی تبلیغ می‌کند.

she believes that everyone should proselytize their values.

او معتقد است که همه باید ارزش‌های خود را تبلیغ کنند.

the charity proselytizes for donations to help the needy.

خیرخواه برای کمک به نیازمندان، برای اهدای پول تبلیغ می‌کند.

he proselytizes his passion for music at local events.

او اشتیاق خود به موسیقی را در رویدادهای محلی تبلیغ می‌کند.

the campaign proselytizes for health and wellness.

کمپین برای سلامتی و تندرستی تبلیغ می‌کند.

they proselytize their political views during debates.

آنها نظرات سیاسی خود را در طول مناظره‌ها تبلیغ می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید