indoctrinates individuals
تبلیغاتی میکند افراد را
indoctrinates children
تبلیغاتی میکند کودکان را
indoctrinates followers
تبلیغاتی میکند پیروان را
indoctrinates students
تبلیغاتی میکند دانشآموزان را
indoctrinates beliefs
تبلیغاتی میکند باورها را
indoctrinates ideology
تبلیغاتی میکند ایدئولوژی را
indoctrinates opinions
تبلیغاتی میکند نظرات را
indoctrinates views
تبلیغاتی میکند دیدگاهها را
indoctrinates society
تبلیغاتی میکند جامعه را
indoctrinates culture
تبلیغاتی میکند فرهنگ را
he indoctrinates his students with radical ideas.
او دانشآموزان خود را با ایدههای رادیکال تلقین میکند.
the organization indoctrinates members to follow strict rules.
سازمان اعضا را تلقین میکند تا قوانین سختگیرانه را رعایت کنند.
she believes that society indoctrinates children from a young age.
او معتقد است که جامعه از سنین پایین کودکان را تلقین میکند.
the cult indoctrinates its followers through intense sessions.
فرقه پیروان خود را از طریق جلسات شدید تلقین میکند.
parents often indoctrinate their children with their beliefs.
والدین اغلب فرزندان خود را با باورهای خود تلقین میکنند.
the media sometimes indoctrinates the public with biased information.
رسانهها گاهی اوقات افکار عمومی را با اطلاعات مغرضانه تلقین میکنند.
he was indoctrinated into the ideology of his group.
او به ایدئولوژی گروه خود تلقین شد.
schools should not indoctrinate students but encourage critical thinking.
مدارس نباید دانشآموزان را تلقین کنند، بلکه تفکر انتقادی را تشویق کنند.
the program aims to indoctrinate young minds with positive values.
این برنامه با هدف تلقین ارزشهای مثبت به ذهنهای جوان است.
he felt that the system indoctrinates people to conform.
او احساس میکرد که سیستم مردم را برای انطباق تلقین میکند.
indoctrinates individuals
تبلیغاتی میکند افراد را
indoctrinates children
تبلیغاتی میکند کودکان را
indoctrinates followers
تبلیغاتی میکند پیروان را
indoctrinates students
تبلیغاتی میکند دانشآموزان را
indoctrinates beliefs
تبلیغاتی میکند باورها را
indoctrinates ideology
تبلیغاتی میکند ایدئولوژی را
indoctrinates opinions
تبلیغاتی میکند نظرات را
indoctrinates views
تبلیغاتی میکند دیدگاهها را
indoctrinates society
تبلیغاتی میکند جامعه را
indoctrinates culture
تبلیغاتی میکند فرهنگ را
he indoctrinates his students with radical ideas.
او دانشآموزان خود را با ایدههای رادیکال تلقین میکند.
the organization indoctrinates members to follow strict rules.
سازمان اعضا را تلقین میکند تا قوانین سختگیرانه را رعایت کنند.
she believes that society indoctrinates children from a young age.
او معتقد است که جامعه از سنین پایین کودکان را تلقین میکند.
the cult indoctrinates its followers through intense sessions.
فرقه پیروان خود را از طریق جلسات شدید تلقین میکند.
parents often indoctrinate their children with their beliefs.
والدین اغلب فرزندان خود را با باورهای خود تلقین میکنند.
the media sometimes indoctrinates the public with biased information.
رسانهها گاهی اوقات افکار عمومی را با اطلاعات مغرضانه تلقین میکنند.
he was indoctrinated into the ideology of his group.
او به ایدئولوژی گروه خود تلقین شد.
schools should not indoctrinate students but encourage critical thinking.
مدارس نباید دانشآموزان را تلقین کنند، بلکه تفکر انتقادی را تشویق کنند.
the program aims to indoctrinate young minds with positive values.
این برنامه با هدف تلقین ارزشهای مثبت به ذهنهای جوان است.
he felt that the system indoctrinates people to conform.
او احساس میکرد که سیستم مردم را برای انطباق تلقین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید