prosodion

[ایالات متحده]/prəˈsəʊdiən/
[بریتانیا]/prəˈsoʊdiən/

ترجمه

n. یک آیینه یا چراغ گذاری، اصلی یک شعر یونانی لیریک در یک گذرگاه.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the choir performed an ancient prosodion during the festival.

کورال در حین جشن، یک پروسودیون باستانی اجرا کرد.

scholars analyzed the metrical structure of the prosodion.

دانشمندان ساختار متریک پروسودیون را تحلیل کردند.

a prosodion was traditionally sung as a processional hymn.

پروسودیون به طور سنتی به عنوان یک آهنگ فرایندی خوانده می‌شد.

the fragment preserves a rare example of a prosodion.

این قطعه یک نمونه نادر از یک پروسودیون را حفظ می‌کند.

he dedicated a prosodion to the god apollo.

او یک پروسودیون را به خدای آپولو اختصاص داد.

the distinction between a prosodion and a paean is subtle.

تفاوت بین یک پروسودیون و یک پیان ریز است.

musicians attempted to reconstruct the melody of the prosodion.

موسیقی‌دانان سعی کردند ملودی پروسودیون را بازسازی کنند.

archaeologists discovered an inscription containing a prosodion.

آرکیولوژیست‌ها یک نقوش حاوی یک پروسودیون کشف کردند.

the poet composed a new prosodion for the victory celebration.

شاعر یک پروسودیون جدید برای جشن پیروزی نوشت.

literature students studied the context of the greek prosodion.

دانشجویان ادبیات محتوای پروسودیون یونانی را مطالعه کردند.

the prosodion accompanied the procession to the altar.

پروسودیون با فرایند به مذبح همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید