processional

[ایالات متحده]/prəˈsɛʃənl/
[بریتانیا]/prəˈsɛʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک رژه; استفاده شده برای مراسم مذهبی
n. یک کتاب یا موسیقی برای یک رژه

عبارات و ترکیب‌ها

processional march

رژه نظامی

processional song

سرود راهپیمایی

processional route

مسیر راهپیمایی

processional entry

ورود راهپیمایی

processional ceremony

آیین راهپیمایی

processional staff

چوب راهپیمایی

processional order

ترتیب راهپیمایی

processional banner

بنر راهپیمایی

processional robes

لباس راهپیمایی

processional music

موسیقی راهپیمایی

جملات نمونه

the processional music played as the guests entered the hall.

موسیقی نمادین در حال پخش بود زیرا مهمانان وارد تالار شدند.

the processional of the graduates was a proud moment for their families.

رژه فارغ‌التحصیلان لحظه‌ای پرافتخار برای خانواده‌هایشان بود.

during the wedding, the processional was filled with joy and celebration.

در طول عروسی، رژه با شادی و جشن همراه بود.

the processional route was lined with flowers and decorations.

مسیر رژه با گل‌ها و تزئینات پوشیده شده بود.

she wore a stunning gown for her processional down the aisle.

او لباس خیره‌کننده‌ای برای رژه خود در طول راهرو پوشیده بود.

the choir sang beautifully during the processional.

گروه کر به زیبایی در طول رژه آواز خواند.

the processional was a traditional part of the ceremony.

رژه بخشی سنتی از مراسم بود.

everyone stood up for the processional of the dignitaries.

همه برای رژه مقامات ایستادند.

they practiced the processional several times before the big day.

آنها چندین بار قبل از روز بزرگ رژه را تمرین کردند.

the processional ended with a grand display of fireworks.

رژه با نمایش آتش‌بازی باشکوه به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید