prostituting

[ایالات متحده]/ˈprɒstɪtjuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈprɑːstɪtuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل درگیر شدن در فعالیت جنسی به ازای پرداخت؛ سوء استفاده یا هدر دادن استعدادهای خود؛ خود را تحقیر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

prostituting oneself

خودفروشی

prostituting for money

خودفروشی برای پول

prostituting services

فروختن خدمات

prostituting body

فروختن بدن

prostituting rights

فروختن حقوق

prostituting dignity

فروختن عزت

prostituting image

فروختن ظاهر

prostituting oneself online

خودفروشی آنلاین

prostituting for survival

خودفروشی برای بقا

prostituting for drugs

خودفروشی برای مواد مخدر

جملات نمونه

she was caught prostituting on the street.

او در حال فحشایی در خیابان دستگیر شد.

prostituting is illegal in many countries.

فحشایی در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.

he was arrested for prostituting himself to support his addiction.

او به اتهام فحشایی برای تأمین اعتیادش دستگیر شد.

they were accused of prostituting minors.

آنها به اتهام فحشایی کودکان متهم شدند.

prostituting can lead to dangerous situations.

فحشایی می تواند منجر به موقعیت های خطرناک شود.

the documentary explored the issues surrounding prostituting.

مستند به بررسی مسائل مربوط به فحشایی پرداخت.

she felt ashamed after prostituting for money.

او پس از فحشایی برای پول شرمنده احساس کرد.

prostituting often involves exploitation and abuse.

فحشایی اغلب شامل استثمار و سوء استفاده می شود.

he justified his actions by saying he was not really prostituting.

او اعمال خود را توجیه کرد و گفت که واقعاً فحشایی نمی کند.

many organizations work to help those involved in prostituting.

سازمان های زیادی برای کمک به افرادی که در فحشایی دخیل هستند کار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید