protohuman

[ایالات متحده]/ˈprəʊtəʊˌhjuːmən/
[بریتانیا]/ˈproʊtəˌhjuːmən/

ترجمه

n. اجداد انسان‌ها
adj. انسان اولیه‌ی اولیه؛ شبیه میمون

عبارات و ترکیب‌ها

protohuman species

گونه‌های پیش‌انسان

protohuman traits

ویژگی‌های پیش‌انسان

protohuman behavior

رفتار پیش‌انسان

protohuman fossils

فسیل‌های پیش‌انسان

protohuman evolution

تکامل پیش‌انسان

protohuman culture

فرهنگ پیش‌انسان

protohuman lineage

تبارشناسی پیش‌انسان

protohuman anatomy

آناتومی پیش‌انسان

protohuman tools

ابزارهای پیش‌انسان

protohuman habitats

زیستگاه‌های پیش‌انسان

جملات نمونه

the protohuman species lived millions of years ago.

گونه پیش‌انسان میلیون‌ها سال پیش زندگی می‌کردند.

scientists study protohuman fossils to understand evolution.

دانشمندان بقایای فسیل پیش‌انسان را برای درک تکامل مطالعه می‌کنند.

protohuman behaviors can provide insights into modern humans.

رفتارهای پیش‌انسان می‌توانند بینش‌هایی در مورد انسان‌های مدرن ارائه دهند.

the transition from protohuman to human was gradual.

گذار از پیش‌انسان به انسان به تدریج انجام شد.

researchers are uncovering the lifestyle of protohumans.

محققان سبک زندگی پیش‌انسانان را در حال کشف هستند.

protohuman artifacts help us learn about ancient cultures.

اشیای باستانی پیش‌انسان به ما کمک می‌کنند تا در مورد فرهنگ‌های باستانی بیشتر بدانیم.

understanding protohuman communication can enhance our knowledge.

درک ارتباطات پیش‌انسان می‌تواند دانش ما را افزایش دهد.

the diet of protohumans was diverse and adaptive.

رژیم غذایی پیش‌انسانان متنوع و سازگار بود.

protohuman social structures were likely complex.

ساختار اجتماعی پیش‌انسان‌ها احتمالاً پیچیده بود.

comparing protohuman dna with modern humans reveals similarities.

مقایسه DNA پیش‌انسان با انسان‌های مدرن نشان‌دهنده شباهت‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید