protruders

[ایالات متحده]//prəˈtruːdərz//
[بریتانیا]//proʊˈtruːdərz//

ترجمه

n. فعلان از protrude؛ شخصی، حیوانی یا شیئی که بیرون زده است؛ چیزی که فراتر از یک سطح یا مرز بیرون زده است؛

عبارات و ترکیب‌ها

metal protruders

Persian_translation

جملات نمونه

the protruders on the casing made assembly difficult.

وجود برآمدگی‌ها روی بدنه باعث دشوار شدن مونتاژ شد.

engineers filed down the protruders to ensure a flush fit.

مهندسان برآمدگی‌ها را سمباده زدند تا از تناسب صاف اطمینان حاصل کنند.

the protruders along the rim caught on the fabric.

برآمدگی‌های روی لبه به پارچه گیر کردند.

inspect the protruders for wear before installation.

قبل از نصب، برآمدگی‌ها را از نظر سایش بررسی کنید.

the safety cover shields sharp protruders from contact.

درپوش ایمنی از تماس با برآمدگی‌های تیز محافظت می‌کند.

dust collected around the protruders and clogged the vents.

گرد و غبار در اطراف برآمدگی‌ها جمع شد و دریچه‌ها را مسدود کرد.

technicians removed the protruders to prevent snagging.

تکنسین‌ها برآمدگی‌ها را برای جلوگیری از گیر کردن برداشتند.

these protruders provide extra grip in wet conditions.

این برآمدگی‌ها در شرایط مرطوب چسبندگی بیشتری فراهم می‌کنند.

paint pooled near the protruders and left uneven edges.

رنگ در نزدیکی برآمدگی‌ها جمع شد و لبه‌های ناهموار از خود نشان داد.

the packaging includes a foam insert to protect delicate protruders.

بسته بندی شامل یک لایه فوم برای محافظت از برآمدگی‌های ظریف است.

during shipping, the protruders bent out of alignment.

در حین حمل و نقل، برآمدگی‌ها از تراز خارج شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید