prurituss

[ایالات متحده]/prʌˈraɪtəs/
[بریتانیا]/prʊˈraɪtəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت خارش شدید؛ خارش؛ خارش پوستی

عبارات و ترکیب‌ها

chronic pruritus

خارش مزمن

localized pruritus

خارش موضعی

pruritus management

مدیریت خارش

pruritus relief

تسکین خارش

pruritus symptoms

علائم خارش

pruritus treatment

درمان خارش

pruritus causes

علت های خارش

pruritus assessment

ارزیابی خارش

pruritus intensity

شدت خارش

pruritus diagnosis

تشخیص خارش

جملات نمونه

pruritus can be a symptom of various skin conditions.

خارش می‌تواند علامتی از شرایط مختلف پوستی باشد.

many patients experience pruritus after taking certain medications.

بسیاری از بیماران پس از مصرف برخی داروها دچار خارش می‌شوند.

it is important to address pruritus to improve quality of life.

برطرف کردن خارش برای بهبود کیفیت زندگی مهم است.

pruritus can lead to scratching, which may worsen the skin condition.

خارش می‌تواند منجر به خراش شود که ممکن است وضعیت پوست را بدتر کند.

doctors often recommend antihistamines to relieve pruritus.

پزشکان اغلب آنتی‌هیستامین‌ها را برای تسکین خارش توصیه می‌کنند.

pruritus can be localized or generalized across the body.

خارش می‌تواند موضعی یا در سراسر بدن منتشر شود.

chronic pruritus may require a thorough medical evaluation.

خارش مزمن ممکن است نیاز به ارزیابی پزشکی کامل داشته باشد.

pruritus is often associated with allergic reactions.

خارش اغلب با واکنش‌های آلرژیک همراه است.

some skin care products can exacerbate pruritus.

برخی از محصولات مراقبت از پوست می‌توانند خارش را تشدید کنند.

managing underlying conditions can help alleviate pruritus.

کنترل شرایط زمینه‌ای می‌تواند به تسکین خارش کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید