itching

[ایالات متحده]/'itʃiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن حسی که شما را به خارش می‌کشاند؛ به شدت خواهان
n. یک خواسته قوی؛ حسی ناراحت‌کننده که نیاز به خارش را ایجاد می‌کند
v. داشتن یک خواسته قوی؛ تجربه یک حس ناراحت‌کننده که نیاز به خارش را ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

itchy skin

پوست خارش‌دار

scratch the itch

خارش را از بین ببر

relieve itching

کاهش خارش

itching sensation

احساس خارش

itchy rash

واکنش جلدی خارش‌دار

itch for

خارش برای

jock itch

خارش کشاله ران

جملات نمونه

be itching to do sth.

مشتاق انجام دادن کاری بودن

He was itching for the curtain to rise.

او مشتاق بود تا پرده بالا برود.

The lad's itching to go to university.

آن جوان مشتاق رفتن به دانشگاه است.

She feels some vaginal itching.

او احساس خارش واژینال می کند.

her mosquito bites were oozing and itching like mad.

بسیار زیاد بود و مثل دیوانه ها خارش داشت.

Coverage: inflammation of pudendum, colpitis, xerosis vulva, itching and other uncomfortable symptoms;

پوشش: التهاب دستگاه تناسلی، کولپیت، زردی واژن، خارش و سایر علائم ناخوشایند;

Eczema:A noncontagious inflammation of the skin, characterized chiefly by redness, itching, and the outbreak of lesions that may discharge serous matter and become encrusted and scaly.

اگزما: یک التهاب غیر مسری پوست که عمدتاً با قرمزی، خارش و ظهور ضایعاتی که ممکن است ترشحات سریز داشته باشند و پوسته پوسته و فلسی شوند، مشخص می‌شود.

(b) of the acute phase (wet period): about 2-7 days, are beginning to have stuffy nose, increased nasal secretions, sneezing and nasal itching, nasal speech was occlusive, hyposmia.

بخش حاد (دوره مرطوب): حدود 2-7 روز، شروع به داشتن بینی بند آمد، افزایش ترشحات بینی، عطسه و خارش بینی، گفتار بینی مسدود بود، هیپوسمی.

نمونه‌های واقعی

But by 1984, he was again itching to try something new.

اما تا سال 1984، او دوباره مشتاق بود تا چیز جدیدی را امتحان کند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

The kids at my school are always itching to see a fight.

کودکان مدرسه من همیشه مشتاق دیدن دعوا هستند.

منبع: Diary of a Little Kid 1: Haunted House Ideas

I've heard that poison ivy can cause severe itching.

شنیده‌ام که پیچگون علل می‌تواند باعث خارش شدید شود.

منبع: BBC Authentic English

Well, if your feet ever start itching.

خب، اگر پاهای شما تا به حال شروع به خارش کرد.

منبع: Lost Girl Season 2

Anxiety can cause itching or chilliness in the face.

اضطراب می‌تواند باعث خارش یا سرمازدگی در صورت شود.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

His eyes were itching with tiredness.

چشمانش از خستگی خارش داشتند.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

If you held a harpoon, Mr. Land, wouldn't your hands be itching to put it to work?

اگر یک نیزه در دست داشتید، آقای لند، آیا دست‌هایتان مشتاق به به کار انداختن آن نبودند؟

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

When Paget disease is present, it can cause itching, redness, crusting and discharge from the nipple.

هنگامی که بیماری پاژه وجود دارد، می‌تواند باعث خارش، قرمزی، پوسته پوسته شدن و ترشح از نوک پستان شود.

منبع: Osmosis - Reproduction

In shingles there's typically pain, itching, or tingling in the area where the rash will develop.

در آبله مرغان معمولاً درد، خارش یا گزگز در ناحیه‌ای که بثورات پوستی ایجاد می‌شود وجود دارد.

منبع: Osmosis - Microorganisms

Harry's eyes were itching with tiredness.

چشمان هری از خستگی خارش داشتند.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید