psoriases

[ایالات متحده]/səˈrʌɪəˌsiːz/
[بریتانیا]/səˈrɑɪəˌsiz/

ترجمه

n. یک بیماری پوستی مزمن که با لکه‌های قرمز پوشیده شده با پوسته‌های ضخیم و نقره‌ای مشخص می‌شود؛ همچنین به عنوان پسوریازیس شناخته می‌شود، وضعیتی که می‌تواند باعث ناراحتی و انگ اجتماعی شود.

عبارات و ترکیب‌ها

manage psoriases

مدیریت پسوریازیس

treat psoriases

درمان پسوریازیس

psoriases symptoms

علائم پسوریازیس

psoriases flare-ups

تشدید پسوریازیس

psoriases treatment

درمان پسوریازیس

psoriases care

مراقبت از پسوریازیس

psoriases causes

علت پسوریازیس

psoriases diagnosis

تشخیص پسوریازیس

psoriases research

تحقیقات پسوریازیس

psoriases management

مدیریت پسوریازیس

جملات نمونه

many people with psoriasis struggle with self-esteem.

بسیاری از افراد مبتلا به پسوریازیس با عزت نفس مشکل دارند.

psoriasis can sometimes be triggered by stress.

پسوریازیس گاهی اوقات می‌تواند توسط استرس تحریک شود.

there are various treatments available for psoriasis.

درمان‌های مختلفی برای پسوریازیس وجود دارد.

living with psoriasis requires a lot of patience.

زندگی با پسوریازیس نیاز به صبر زیادی دارد.

diet can play a significant role in managing psoriasis.

رژیم غذایی می‌تواند نقش مهمی در مدیریت پسوریازیس ایفا کند.

psoriasis often appears as red patches on the skin.

پسوریازیس اغلب به صورت لکه‌های قرمز روی پوست ظاهر می‌شود.

people with psoriasis may experience joint pain.

افراد مبتلا به پسوریازیس ممکن است درد مفاصل را تجربه کنند.

support groups can help those with psoriasis feel less isolated.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به کسانی که به پسوریازیس مبتلا هستند کمک کنند تا احساس کنند کمتر منزوی هستند.

understanding psoriasis is important for effective treatment.

درک پسوریازیس برای درمان مؤثر مهم است.

regular check-ups are essential for managing psoriasis.

معاینات منظم برای مدیریت پسوریازیس ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید