psyching out
ترساندن حریف
psyching up
آماده کردن خود
psyching myself
آماده کردن خودم
psyching others
آماده کردن دیگران
psyching you
آماده کردن شما
psyching through
تحمل کردن و ادامه دادن
psyching hard
سعی کردن زیاد
psyching down
آرام کردن
psyching team
انگیزه دادن به تیم
psyching game
آماده کردن برای بازی
he was psyching himself up for the big game.
او داشت خود را برای بازی بزرگ آماده میکرد.
she is psyching out her competition before the race.
او قبل از مسابقه، رقبای خود را به وحشت در میآورد.
they were psyching each other out during the negotiation.
آنها در طول مذاکره، یکدیگر را به وحشت در میآوردند.
i'm just psyching myself out about the interview.
من فقط در مورد مصاحلمه خودم مضطرب هستم.
he spent the morning psyching up for his presentation.
او صبح را برای آماده شدن برای ارائه خود گذراند.
she was psyching herself into a positive mindset.
او داشت خود را به یک نگرش مثبت سوق میداد.
they are psyching themselves up for the concert.
آنها دارند خود را برای کنسرت آماده میکنند.
psyching out the other team is part of the strategy.
وحشتزدگی تیم دیگر بخشی از استراتژی است.
he is always psyching himself out before exams.
او همیشه قبل از امتحان خود را مضطرب میکند.
she enjoys psyching up her friends for a challenge.
او از آماده کردن دوستانش برای یک چالش لذت میبرد.
psyching out
ترساندن حریف
psyching up
آماده کردن خود
psyching myself
آماده کردن خودم
psyching others
آماده کردن دیگران
psyching you
آماده کردن شما
psyching through
تحمل کردن و ادامه دادن
psyching hard
سعی کردن زیاد
psyching down
آرام کردن
psyching team
انگیزه دادن به تیم
psyching game
آماده کردن برای بازی
he was psyching himself up for the big game.
او داشت خود را برای بازی بزرگ آماده میکرد.
she is psyching out her competition before the race.
او قبل از مسابقه، رقبای خود را به وحشت در میآورد.
they were psyching each other out during the negotiation.
آنها در طول مذاکره، یکدیگر را به وحشت در میآوردند.
i'm just psyching myself out about the interview.
من فقط در مورد مصاحلمه خودم مضطرب هستم.
he spent the morning psyching up for his presentation.
او صبح را برای آماده شدن برای ارائه خود گذراند.
she was psyching herself into a positive mindset.
او داشت خود را به یک نگرش مثبت سوق میداد.
they are psyching themselves up for the concert.
آنها دارند خود را برای کنسرت آماده میکنند.
psyching out the other team is part of the strategy.
وحشتزدگی تیم دیگر بخشی از استراتژی است.
he is always psyching himself out before exams.
او همیشه قبل از امتحان خود را مضطرب میکند.
she enjoys psyching up her friends for a challenge.
او از آماده کردن دوستانش برای یک چالش لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید