deterring

[ایالات متحده]/dɪˈtɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈtɜrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جلوگیری از انجام کاری توسط کسی

عبارات و ترکیب‌ها

deterring crime

جلوگیری از جرم

deterring factors

عوامل بازدارنده

deterring measures

اقدامات بازدارنده

deterring effect

اثر بازدارنده

deterring behavior

رفتار بازدارنده

deterring strategy

استراتژی بازدارنده

deterring policies

خط مشی های بازدارنده

deterring presence

حضور بازدارنده

deterring signals

نشانه‌های بازدارنده

deterring actions

اقدامات بازدارنده

جملات نمونه

deterring crime is a priority for the local police.

جلوگیری از وقوع جرم اولویت پلیس محلی است.

effective policies are deterring potential offenders.

سیاست‌های موثر، مجرمان بالقوه را باز می‌دارند.

they believe that harsh penalties are deterring drug abuse.

آنها معتقدند که مجازات‌های شدید سوء استفاده از مواد مخدر را باز می‌دارند.

education plays a vital role in deterring youth crime.

آموزش نقش حیاتی در بازدارندگی جرم و جنایت جوانان دارد.

the presence of security cameras is deterring vandalism.

حضور دوربین‌های امنیتی باعث بازدارندگی از تخریب اموال می‌شود.

community programs are aimed at deterring gang violence.

برنامه‌های جامعه‌محور برای بازدارندگی خشونت‌های باند هدف قرار گرفته‌اند.

public awareness campaigns are effective in deterring fraud.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی عمومی در بازدارندگی از کلاهبرداری موثر هستند.

stricter laws are seen as deterring illegal activities.

قوانین سختگیرانه‌تر به عنوان بازدارنده فعالیت‌های غیرقانونی تلقی می‌شوند.

parents often worry about deterring their children from bad influences.

والدین اغلب نگران بازدارندگی فرزندان خود از تأثیرات منفی هستند.

deterring pollution requires strong environmental regulations.

بازدارندگی آلودگی نیازمند مقررات زیست‌محیطی قوی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید