puckery

[ایالات متحده]/ˈpʌkəri/
[بریتانیا]/ˈpʌkəri/

ترجمه

adj. چروکیده یا مچاله شده

عبارات و ترکیب‌ها

puckery lips

لب‌های گَنده‌

puckery fruit

میوه‌ی گَنده‌

puckery taste

طعم گَنده‌

puckery skin

پوست گَنده‌

puckery sensation

احساس گَنده‌

puckery smile

لبخند گَنده‌

puckery cheeks

گونه‌های گَنده‌

puckery expression

حالت چهره‌ی گَنده‌

puckery drink

نوشیدنی گَنده‌

puckery sauce

سس گَنده‌

جملات نمونه

her lips had a natural puckery look.

لب‌های او حالتی طبیعی و منقبض داشتند.

the fabric has a puckery texture that adds character.

بافت پارچه بافتی منقبض دارد که شخصیت به آن می‌بخشد.

he made a puckery face after tasting the sour candy.

پس از چشیدن آب‌نبات ترش، چهره‌ای منقبض به خود گرفت.

the puckery sensation of the lemon made her wince.

احساس منقبض شدن ناشی از لیمو باعث شد اخم کند.

they used a puckery stitch to create a ruffled effect.

آنها از یک دوخت منقبض برای ایجاد یک جلوه چین‌دار استفاده کردند.

the puckery skin of the fruit indicated it was ripe.

پوست منقبض میوه نشان می‌داد که رسیده است.

she had a puckery smile that was hard to resist.

او لبخندی منقبض داشت که مقاومت در برابر آن سخت بود.

his puckery expression showed his distaste for the dish.

چهره منقبض او نشان دهنده بی‌علاقتی‌اش به غذا بود.

the puckery finish on the painting gave it an aged look.

پایان‌بندی منقبض نقاشی به آن ظاهری کهنه می‌داد.

she applied a puckery lip balm to enhance her lips.

او بالم لب منقبض را برای برجسته‌تر کردن لب‌هایش استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید