puckish

[ایالات متحده]/'pʌkɪʃ/
[بریتانیا]/ˈpʌkɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیطنت‌آمیز، بازیگوش

جملات نمونه

a puckish grin; puckish wit.

لبخند شیطنت‌آمیز؛ ذوق و استعداد شیطنت‌آمیز.

a puckish sense of humour.

حس شوخ طبعی شیطان‌گونه

There are also more puckish signs of a zeitgeist shift.

همچنین نشانه‌های شیطان‌گونه‌تری از تغییر روح زمان وجود دارد.

These experiences had not made Jung stern or forbidding, but had given him a puckish sense of humor.

این تجربیات باعث نشدند که یونگ جدی یا ممنوع باشد، اما به او حس شوخ طبعی شیطنت آمیز داد.

a puckish sense of humor

حس شوخ طبعی شیطان‌گونه

a puckish twinkle in his eye

یک نگاه شیطان‌گونه در چشمانش

a puckish sense of adventure

حس ماجراجویی شیطان‌گونه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید