a puckish grin; puckish wit.
لبخند شیطنتآمیز؛ ذوق و استعداد شیطنتآمیز.
a puckish sense of humour.
حس شوخ طبعی شیطانگونه
There are also more puckish signs of a zeitgeist shift.
همچنین نشانههای شیطانگونهتری از تغییر روح زمان وجود دارد.
These experiences had not made Jung stern or forbidding, but had given him a puckish sense of humor.
این تجربیات باعث نشدند که یونگ جدی یا ممنوع باشد، اما به او حس شوخ طبعی شیطنت آمیز داد.
a puckish sense of humor
حس شوخ طبعی شیطانگونه
a puckish twinkle in his eye
یک نگاه شیطانگونه در چشمانش
a puckish sense of adventure
حس ماجراجویی شیطانگونه
a puckish grin; puckish wit.
لبخند شیطنتآمیز؛ ذوق و استعداد شیطنتآمیز.
a puckish sense of humour.
حس شوخ طبعی شیطانگونه
There are also more puckish signs of a zeitgeist shift.
همچنین نشانههای شیطانگونهتری از تغییر روح زمان وجود دارد.
These experiences had not made Jung stern or forbidding, but had given him a puckish sense of humor.
این تجربیات باعث نشدند که یونگ جدی یا ممنوع باشد، اما به او حس شوخ طبعی شیطنت آمیز داد.
a puckish sense of humor
حس شوخ طبعی شیطانگونه
a puckish twinkle in his eye
یک نگاه شیطانگونه در چشمانش
a puckish sense of adventure
حس ماجراجویی شیطانگونه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید