puddlers

[ایالات متحده]/ˈpʌdlə/
[بریتانیا]/ˈpʌdlər/

ترجمه

n. کسی که مواد را مخلوط یا هم می‌زند، به‌ویژه در زمینه متالورژی؛ دستگاه یا ابزاری برای هم زدن که در مخلوط کردن استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

puddler machine

ماشین پالدر

puddler process

فرآیند پالدر

puddler work

کار پالدر

puddler tool

ابزار پالدر

puddler operator

اپراتور پالدر

puddler's art

هنر پالدر

puddler's role

نقش پالدر

puddler's skill

مهارت پالدر

puddler's method

روش پالدر

puddler's job

شغل پالدر

جملات نمونه

the puddler worked tirelessly to refine the metal.

پودلر بی‌وقفه برای پالایش فلز تلاش کرد.

as a puddler, he was skilled in shaping molten iron.

به عنوان یک پودلر، او در شکل دادن به آهن مذاب مهارت داشت.

the puddler's job is crucial in the steel-making process.

کار پودلر در فرآیند تولید فولاد بسیار مهم است.

in the factory, the puddler oversees the casting process.

در کارخانه، پودلر بر فرآیند ریخته‌گری نظارت می‌کند.

the puddler used a special tool to manipulate the metal.

پودلر از یک ابزار خاص برای دستکاری فلز استفاده کرد.

after years of training, the puddler mastered his craft.

پس از سال‌ها آموزش، پودلر مهارت خود را کامل کرد.

the puddler's skill can greatly affect the quality of the product.

مهارت پودلر می‌تواند تأثیر زیادی بر کیفیت محصول داشته باشد.

many puddler apprentices learn on the job.

بسیاری از کارآموزان پودلر در حین کار یاد می‌گیرند.

the puddler carefully monitored the temperature of the furnace.

پودلر به دقت دمای کوره را کنترل می‌کرد.

being a puddler requires both physical strength and precision.

بودن یک پودلر نیازمند هم قدرت بدنی و هم دقت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید