pukings

[ایالات متحده]/ˈpjuːkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpjuːkɪŋz/

ترجمه

n. عمل استفراغ
v. شکل حال استفراغ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pukings and goings

حرکات و رفت و آمدها

pukings of joy

اشراق شادی

pukings in public

پوکینگ در حضور عموم

pukings at work

پوکینگ در محل کار

pukings of laughter

پوکینگ خنده

pukings of regret

پوکینگ پشیمانی

pukings on stage

پوکینگ روی صحنه

pukings at home

پوکینگ در خانه

pukings of fear

پوکینگ ترس

pukings in silence

پوکینگ در سکوت

جملات نمونه

she was worried about the dog's pukings after eating something strange.

او نگران استفراغ‌های سگ پس از خوردن چیزی عجیب بود.

the vet advised us to monitor the cat's pukings closely.

پزشک به ما توصیه کرد که استفراغ‌های گربه را به دقت زیر نظر داشته باشیم.

after the party, there were signs of pukings all over the floor.

پس از مهمانی، نشانه‌هایی از استفراغ در همه جا روی زمین وجود داشت.

he felt sick and had several pukings throughout the night.

او احساس ناراحتی کرد و شب‌ها چندین بار استفراغ کرد.

the child had a bad reaction, resulting in multiple pukings.

کودک دچار یک واکنش بد شد که منجر به استفراغ‌های متعدد شد.

cleaning up the pukings was not a pleasant task.

تمیز کردن استفراغ‌ها یک کار دلپذیر نبود.

she quickly grabbed a towel to clean up the dog's pukings.

او به سرعت یک حوله برداشت تا استفراغ‌های سگ را تمیز کند.

his frequent pukings made him decide to see a doctor.

استفراغ‌های مکررش باعث شد تصمیم بگیرد دکتر را ملاقات کند.

they were concerned about the frequency of the cat's pukings.

آنها نگران تکرار استفراغ‌های گربه بودند.

after eating the spoiled food, he experienced severe pukings.

پس از خوردن غذای فاسد، او دچار استفراغ شدید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید