consumptions

[ایالات متحده]/kənˈsʌmpʃənz/
[بریتانیا]/kənˈsʌmpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مصرف یا استفاده از منابع؛ استفاده از کالاها و خدمات؛ تحلیل رفتن بدن، به ویژه به دلیل بیماری؛ خستگی یا کاهش؛ کَشَکسی یا بیماری تحلیل برنده

عبارات و ترکیب‌ها

energy consumptions

مصرف انرژی

water consumptions

مصرف آب

fuel consumptions

مصرف سوخت

resource consumptions

مصرف منابع

food consumptions

مصرف غذا

material consumptions

مصرف مواد

total consumptions

مصرف کل

average consumptions

مصرف متوسط

monthly consumptions

مصرف ماهانه

annual consumptions

مصرف سالانه

جملات نمونه

our daily consumptions of water have increased.

مصرف روزانه ما از آب افزایش یافته است.

reducing consumptions can help save money.

کاهش مصرف می‌تواند به صرفه‌جویی در هزینه کمک کند.

high consumptions of sugar can lead to health issues.

مصرف بالای قند می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

tracking our consumptions is essential for budgeting.

ردیابی مصرف ما برای بودجه‌بندی ضروری است.

his consumptions of energy are much lower now.

مصرف انرژی او اکنون بسیار کمتر است.

we need to monitor our consumptions to be eco-friendly.

ما باید مصرف خود را برای حفظ محیط زیست کنترل کنیم.

her consumptions of resources were carefully analyzed.

مصرف منابع او به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

increased consumptions can strain our environment.

افزایش مصرف می‌تواند فشار بر محیط زیست ما وارد کند.

understanding consumptions helps in making informed decisions.

درک مصرف به اتخاذ تصمیمات آگاهانه کمک می‌کند.

he is trying to reduce his consumptions of processed foods.

او سعی می‌کند مصرف غذاهای فرآوری شده خود را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید