pupitre

[ایالات متحده]/pjuːˈpiːtrə/
[بریتانیا]/puˈpiːtrə/

ترجمه

n. قابله مایع شامپاگن مایل؛ قابله مایع شامپاگن به شکل ماهیچه (هیرینگبون)
شکل‌های واژه
جمعpupitres

عبارات و ترکیب‌ها

pupitre de classe

میز کلاس

mon pupitre

میز من

le pupitre

میز

pupitre ancien

میز قدیمی

son pupitre

میز او

nos pupitres

میزهای ما

pupitre en bois

میز چوبی

votre pupitre

میز شما

pupitre individuel

میز فردی

ce pupitre

این میز

جملات نمونه

he placed his heavy backpack on the floor next to the student desk.

او چتر سنگین خود را روی زمین در کنار میز دانش آموز قرار داد.

students carved their initials into the old wooden desk.

دانش آموزان نام خانوادگی خود را روی میز چوبی قدیمی حک کردند.

please do not write on the surface of the desk.

لطفاً روی سطح میز ننویسید.

the teacher arranged the desks in rows for the exam.

معلم میزها را برای امتحان در ردیف‌ها چید.

she sat at the desk near the window to get better light.

او در میز نزدیک پنجره جا داد تا نور بهتری داشته باشد.

every student must clean their desk before leaving the classroom.

همه دانش آموزان باید قبل از ترک کلاس میز خود را تمیز کنند.

the library desk is equipped with a small reading lamp.

میز کتابخانه با یک لامپ خواندن کوچک تجهیز شده است.

he accidentally spilled ink all over his new desk.

او به طور اتفاقی به تمام میز جدیدش رنگ میخ ریخت.

she organized her books and pens inside the desk drawer.

او کتاب‌ها و قلم‌های خود را در درب میز چید.

the shared desk was cluttered with papers and art supplies.

میز مشترک با کاغذها و تجهیزات هنری پر شده بود.

we need to move this heavy desk to the other side of the room.

ما باید این میز سنگین را به سمت دیگر اتاق منتقل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید