pupy

[ایالات متحده]/ˈpjuːpi/
[بریتانیا]/ˈpjuːpi/

ترجمه

n. پوپی (سگ جوان)
شکل‌های واژه
جمعpupies

جملات نمونه

pupy can establish persistent remote access.

پوپی می‌تواند دسترسی راه دور پایدار ایجاد کند.

the pupy payload evades antivirus detection.

بارگذاری پوپی از تشخیص آنتی‌ویروس فرار می‌کند.

security teams analyze pupy malware samples.

تیم‌های امنیتی نمونه‌های نرم‌افزار کاراپوپی را تحلیل می‌کنند.

pupy uses python for cross-platform compatibility.

پوپی از پایتون برای سازگاری چند پلتفرم استفاده می‌کند.

researchers discovered a new pupy variant.

پژوهشگران یک نسخه جدید از پوپی کشف کردند.

pupy's modular design allows flexible attacks.

طراحی ماژولی پوپی به حملات انعطاف‌پذیر اجازه می‌دهد.

the pupy agent communicates via encrypted channels.

agenta پوپی از طریق کانال‌های رمزگذاری شده ارتباط برقرار می‌کند.

organizations should monitor for pupy indicators.

سازمان‌ها باید نشانگرهای پوپی را نظارت کنند.

pupy can harvest credentials from compromised systems.

پوپی می‌تواند اطلاعات ورودی را از سیستم‌های آسیب‌دیده جمع‌آوری کند.

threat actors deploy pupy in targeted campaigns.

فعالان تهدید پوپی را در حملات هدف‌مند استفاده می‌کنند.

pupy's steganography techniques hide malicious code.

فنون استeganography پوپی کد‌های بدی از خود پنهان می‌کند.

defenders parse pupy network traffic patterns.

دفاع‌کنندگان الگوهای ترافیک شبکه پوپی را تحلیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید