purees

[ایالات متحده]/pjʊəˈreɪz/
[بریتانیا]/pjʊˈriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذاهای پوره شده، به ویژه سبزیجات یا میوه‌ها
v. تهیه پوره از غذا

عبارات و ترکیب‌ها

fruit purees

غذای میوه‌ای

vegetable purees

غذای سبزیجات

baby purees

غذای نوزاد

smooth purees

غذای نرم

thick purees

غذای غلیظ

fresh purees

غذای تازه

homemade purees

غذای خانگی

cooked purees

غذای پخته

spiced purees

غذای با طعم ادویه

sweet purees

غذای شیرین

جملات نمونه

she made delicious fruit purees for the baby.

او پوره‌های میوه‌ای خوشمزه برای نوزاد درست کرد.

we can use purees as a base for sauces.

ما می‌توانیم از پوره‌ها به عنوان پایه برای سس‌ها استفاده کنیم.

the chef specializes in vegetable purees.

سرآشپز در تهیه پوره‌های سبزیجات تخصص دارد.

purees can be a great way to introduce new flavors.

پوره‌ها می‌توانند راهی عالی برای معرفی طعم‌های جدید باشند.

she blended the soup until it became smooth purees.

او سوپ را تا زمانی که به پوره‌های صاف تبدیل شد مخلوط کرد.

fruit purees are often used in desserts.

پوره‌های میوه اغلب در دسرها استفاده می‌شوند.

he prefers to eat purees instead of solid food.

او ترجیح می‌دهد به جای غذای جامد، پوره بخورد.

purees can be frozen for later use.

می‌توان پوره را برای استفاده بعدی فریز کرد.

she added spices to the vegetable purees for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، ادویه‌ها را به پوره‌های سبزیجات اضافه کرد.

making purees is a simple process that anyone can learn.

تهیه پوره‌ها یک فرآیند ساده است که هر کسی می‌تواند یاد بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید