soups

[ایالات متحده]/suːps/
[بریتانیا]/suːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذای مایع که با جوشاندن گوشت، ماهی یا سبزیجات در آب تهیه می‌شود؛ انواع مختلف سوپ؛ یک وضعیت دشوار
v. غلیظ کردن مانند سوپ؛ تقویت کردن؛ توسعه دادن (مانند در عکاسی)

عبارات و ترکیب‌ها

hot soups

سوپ‌های داغ

vegetable soups

سوپ سبزیجات

chicken soups

سوپ مرغ

creamy soups

سوپ‌های خامه‌ای

spicy soups

سوپ‌های تند

clear soups

سوپ‌های رقیق

instant soups

سوپ‌های فوری

fish soups

سوپ ماهی

bean soups

سوپ لوبیا

cold soups

سوپ‌های سرد

جملات نمونه

she loves to make different soups for dinner.

او عاشق درست کردن سوپ‌های مختلف برای شام است.

soups can be very nutritious and filling.

سوپ‌ها می‌توانند بسیار مغذی و سیرکننده باشند.

he ordered two bowls of spicy soups.

او دو کاسه سوپ تند سفارش داد.

homemade soups are often better than store-bought ones.

سوپ‌های خانگی اغلب بهتر از سوپ‌های آماده هستند.

in winter, warm soups are very comforting.

در زمستان، سوپ‌های گرم بسیار دلپذیر هستند.

she enjoys experimenting with different soups.

او از آزمایش با سوپ‌های مختلف لذت می‌برد.

soups can be served as a starter or a main course.

سوپ‌ها می‌توانند به عنوان پیش‌غذا یا غذای اصلی سرو شوند.

he prefers clear soups over creamy ones.

او ترجیح می‌دهد سوپ‌های رقیق را نسبت به سوپ‌های خامه‌ای.

there are many recipes available for healthy soups.

دستورالعمل‌های زیادی برای سوپ‌های سالم در دسترس است.

they enjoyed a variety of soups at the restaurant.

آنها از انواع سوپ در رستوران لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید