pus

[ایالات متحده]/pʌs/
[بریتانیا]/pʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده چرکی
abbr. حسگر اولتراسونیک غیرفعال

عبارات و ترکیب‌ها

pustule

دانه‌ پوستی

جملات نمونه

You naughty little puss!.

تو بچه کوچولوی بد!

a menacing look on his puss;

یک نگاه ترسناک روی صورتش;

a bubbly glamour puss from Mississippi.

یک زن جذاب و پر زرق و برق از می سی سی پی.

The wound had not healed properly and was oozing pus.

زخم به درستی ترمیم نشده بود و چرک از آن خارج می‌شد.

Jaw is reached inside oral cavity facial skin forms most fistula hole, discharge pus for a long time, sometimes but eduction small sequestrum.

چانه به داخل حفره دهان می‌رسد، پوست صورت بیشترین سوراخ فیشتول را تشکیل می‌دهد، مدت طولانی ترشحات چرکی دارد و گاهی اوقات قطعات کوچک جدا شده خارج می‌شوند.

The wound was oozing pus.

زخم در حال ترشح چرک بود.

The doctor drained the pus from the abscess.

پزشک چرک را از آبسه تخلیه کرد.

The infection caused the wound to fill with pus.

عفونت باعث شد زخم با چرک پر شود.

The pus was a sign of a serious infection.

چرک نشانه‌ای از عفونت جدی بود.

The wound needed to be cleaned to remove the pus.

برای از بین بردن چرک، زخم نیاز به تمیز کردن داشت.

The pus had a foul odor.

چرک بوی نامطبوعی داشت.

The pus was yellowish in color.

چرک زرد رنگ بود.

The doctor prescribed antibiotics to treat the pus-filled wound.

پزشک آنتی‌بیوتیک برای درمان زخم پر از چرک تجویز کرد.

The pus from the wound was sent for testing.

چرک از زخم برای آزمایش ارسال شد.

The abscess was filled with thick, greenish pus.

آبسه با چرک ضخیم و سبز پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید