putins

[ایالات متحده]/ˈpuːtɪn/
[بریتانیا]/ˈpuːtɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیاستمدار روسی و رئیس‌جمهور روسیه.

عبارات و ترکیب‌ها

putin's policies

سیاست‌های پوتین

putin's influence

تاثیرگذاری پوتین

putin's approval

موافقت پوتین

putin's regime

رژیم پوتین

putin's russia

روسیه پوتین

putin's leadership

رهبری پوتین

putin's vision

چشم انداز پوتین

putin's actions

اقدامات پوتین

putin's statements

اظهارات پوتین

putin's strategy

استراتژی پوتین

جملات نمونه

putin is known for his strong leadership style.

پوتین به خاطر سبک رهبری قوی خود شناخته می‌شود.

many countries have different opinions on putin's policies.

بسیاری از کشورها نظرات مختلفی در مورد سیاست‌های پوتین دارند.

putin has been a controversial figure in international politics.

پوتین شخصیتی بحث‌برانگیز در سیاست بین‌الملل بوده است.

some people admire putin for his decisiveness.

برخی از مردم پوتین را به خاطر قاطعیتش تحسین می‌کنند.

putin often emphasizes the importance of national security.

پوتین اغلب بر اهمیت امنیت ملی تاکید می‌کند.

there are ongoing discussions about putin's influence on global affairs.

بحث‌هایی در مورد تأثیر پوتین بر امور جهانی در حال انجام است.

putin's administration has faced various challenges.

دولت پوتین با چالش‌های مختلفی روبرو شده است.

many analysts study putin's strategies in geopolitics.

بسیاری از تحلیلگران استراتژی‌های پوتین در ژئوپلیتیک را مطالعه می‌کنند.

putin's speeches often attract significant media attention.

سخنرانی‌های پوتین اغلب توجه رسانه‌ها را به خود جلب می‌کند.

putin has maintained a strong grip on power in russia.

پوتین کنترل قوی بر قدرت را در روسیه حفظ کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید