putrefaction

[ایالات متحده]/ˌpjuːtrɪ'fækʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌpjutrɪ'fækʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زوال؛ تجزیه.

جملات نمونه

The smell of putrefaction filled the room.

بوی گندیدگی اتاق را پر کرد.

Putrefaction can be prevented by proper storage.

می‌توان با نگهداری مناسب از گندیدگی جلوگیری کرد.

Putrefaction is a natural process of decomposition.

گندیدگی یک فرآیند طبیعی تجزیه است.

The body showed signs of putrefaction.

بدن علائمی از گندیدگی نشان می‌داد.

Putrefaction can be accelerated by warm temperatures.

گندیدگی می‌تواند با دمای بالا تسریع شود.

The putrefaction of organic matter releases gases.

گندیدگی مواد آلی باعث آزاد شدن گازها می‌شود.

Putrefaction is a common occurrence in nature.

گندیدگی یک پدیده رایج در طبیعت است.

The process of putrefaction can be smelly.

فرآیند گندیدگی می‌تواند بوی نامطبوعی داشته باشد.

Putrefaction is a key step in the composting process.

گندیدگی یک مرحله کلیدی در فرآیند کمپوست است.

The putrefaction of food can lead to food poisoning.

گندیدگی غذا می‌تواند منجر به مسمومیت غذایی شود.

نمونه‌های واقعی

Created by disease, within putrefaction, into decay.

ایجاد شده توسط بیماری، در درون پوسیدگی، به سمت زوال.

منبع: The Sound and the Fury

He was frightened by its putrefaction!

او از پوسیدگی آن ترسید!

منبع: Pan Pan

A few days after death, putrefaction begins as the bacteria in your gastrointestinal tract will start to break down tissues and cells, liquefying your body and producing horrific-smelling gases like methane and hydrogen sulfide.

چند روز پس از مرگ، پوسیدگی آغاز می شود زیرا باکتری های موجود در دستگاه گوارش شما شروع به تجزیه بافت ها و سلول ها می کنند، بدن شما را مایع کرده و گازهای وحشتناکی مانند متان و سولفید هیدروژن تولید می کنند.

منبع: Life Noggin

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید