putties

[ایالات متحده]/ˈpʌtiːz/
[بریتانیا]/ˈpʌtiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌های مواد نرم که برای پر کردن یا ثابت کردن استفاده می‌شوند، مانند در شیشه‌کاری
v. با گچ پر کردن یا ثابت کردن؛ به راحتی تحت تأثیر یا دستکاری قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

magic putties

خمیرهای جادویی

modeling putties

خمیرهای مدل‌سازی

colored putties

خمیرهای رنگی

sticky putties

خمیرهای چسبناک

repair putties

خمیرهای تعمیر

craft putties

خمیرهای دستی

flexible putties

خمیرهای انعطاف‌پذیر

scented putties

خمیرهای معطر

play putties

خمیرهای بازی

special putties

خمیرهای ویژه

جملات نمونه

putties are often used in sports to provide ankle support.

سرپوش‌ها اغلب در ورزش‌ها برای حمایت از مچ پا استفاده می‌شوند.

he wore putties to protect his legs during the hike.

او در طول پیاده‌روی از پوش‌ها برای محافظت از پاهایش استفاده کرد.

putties can be very helpful for outdoor activities.

سرپوش‌ها می‌توانند برای فعالیت‌های فضای باز بسیار مفید باشند.

she prefers putties over traditional leg warmers.

او ترجیح می‌دهد از پوش‌ها به جای گرم‌کننده پا استفاده کند.

many soldiers wear putties as part of their uniform.

بسیاری از سربازان از پوش‌ها به عنوان بخشی از لباس خود استفاده می‌کنند.

putties can help prevent injuries during physical training.

سرپوش‌ها می‌توانند به جلوگیری از آسیب‌دیدگی در طول تمرینات بدنی کمک کنند.

he wrapped his putties tightly for better support.

او سرپوش‌های خود را به خوبی بست تا حمایت بیشتری داشته باشد.

putties are available in various colors and materials.

سرپوش‌ها در رنگ‌ها و مواد مختلف موجود هستند.

she bought new putties for her upcoming hiking trip.

او پوش‌های جدیدی برای سفر پیاده‌روی آینده‌اش خرید.

putties should be worn correctly to avoid discomfort.

برای جلوگیری از ناراحتی، باید پوش‌ها را به درستی پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید