pya

[ایالات متحده]/ˈpɪə/
[بریتانیا]/ˈpiːə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پولی کسری میانمار
Word Forms
جمعpyas

عبارات و ترکیب‌ها

pya time

زمان pya

pya game

بازی pya

pya style

سبک pya

pya way

راه pya

pya team

تیم pya

pya plan

برنامه pya

pya world

جهان pya

pya level

سطح pya

pya project

پروژه pya

pya event

رویداد pya

جملات نمونه

we need to pya for the tickets in advance.

ما باید از قبل برای بلیط‌ها هزینه کنیم.

she decided to pya for the new phone.

او تصمیم گرفت برای تلفن جدید هزینه کند.

they will pya for the repairs tomorrow.

آنها فردا برای تعمیرات هزینه خواهند کرد.

can you pya for my lunch today?

می‌توانی امروز برای ناهار من هزینه کنی؟

i will pya for the delivery charges.

من هزینه حمل و نقل را پرداخت خواهم کرد.

he forgot to pya for the subscription.

او فراموش کرد برای اشتراک هزینه کند.

we should pya for the group tour together.

ما باید با هم برای تور گروهی هزینه کنیم.

she always pya for her friends' coffee.

او همیشه برای قهوه دوستانش هزینه می‌کند.

they will pya for the extra baggage at the airport.

آنها برای بار اضافی در فرودگاه هزینه خواهند کرد.

he offered to pya for the movie tickets.

او پیشنهاد کرد برای بلیط‌های فیلم هزینه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید