pyaemia

[ایالات متحده]/paɪˈiːmɪə/
[بریتانیا]/paɪˈiːmiə/

ترجمه

n. سپتی‌سمی ناشی از وجود باکتری‌های چرک‌ساز در خون
Word Forms
جمعpyaemias

عبارات و ترکیب‌ها

pyaemia diagnosis

تشخیص پی‌آمی

pyaemia treatment

درمان پی‌آمی

pyaemia symptoms

علائم پی‌آمی

pyaemia infection

عفونت پی‌آمی

pyaemia risk

خطر پی‌آمی

pyaemia causes

علت‌های پی‌آمی

pyaemia complications

پیامدهای پی‌آمی

pyaemia management

مدیریت پی‌آمی

pyaemia prevention

جلوگیری از پی‌آمی

pyaemia cases

موارد پی‌آمی

جملات نمونه

he was diagnosed with pyaemia after the surgery.

او پس از جراحی به دلیل وجود پیا می‌ تشخیص داده شد.

pyaemia can be a serious complication of an infection.

پیا می‌ می‌تواند یک عارضه جدی از عفونت باشد.

the doctor explained the risks of developing pyaemia.

پزشک خطرات ابتلا به پیا می‌ را توضیح داد.

she suffered from pyaemia due to untreated wounds.

او به دلیل زخم‌های درمان نشده به پیا می‌ مبتلا شد.

pyaemia often requires immediate medical attention.

پیا می‌ اغلب نیاز به توجه فوری پزشکی دارد.

he experienced symptoms of pyaemia after the infection.

او پس از عفونت علائم پیا می‌ را تجربه کرد.

early detection of pyaemia can improve recovery chances.

تشخیص زودهنگام پیا می‌ می‌تواند شانس بهبودی را افزایش دهد.

the treatment for pyaemia includes antibiotics.

درمان پیا می‌ شامل آنتی‌بیوتیک‌ها است.

pyaemia can lead to severe health complications if untreated.

اگر درمان نشود، پیا می‌ می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

she read about pyaemia in her medical textbook.

او در کتاب درسی پزشکی خود در مورد پیا می‌ خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید