pyaemias

[ایالات متحده]/ˌpaɪˈiːmiəz/
[بریتانیا]/ˌpaɪˈiːmiəz/

ترجمه

n. بیماری عفونی که با وجود چرک در خون مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

acute pyaemias

پیاِمیا حاد

chronic pyaemias

پیاِمیا مزمن

pyaemias treatment

درمان پیاِمیا

pyaemias diagnosis

تشخیص پیاِمیا

pyaemias symptoms

علائم پیاِمیا

pyaemias management

مدیریت پیاِمیا

pyaemias causes

علت‌های پیاِمیا

pyaemias risk

خطر پیاِمیا

pyaemias prevention

جلوگیری از پیاِمیا

pyaemias outbreak

شیوع پیاِمیا

جملات نمونه

pyaemias can spread through contaminated water.

پیازمیا می‌تواند از طریق آب آلوده منتشر شود.

symptoms of pyaemias often include fever and fatigue.

علائم پیازمیا اغلب شامل تب و خستگی است.

doctors are researching new treatments for pyaemias.

پزشکان در حال تحقیق در مورد درمان‌های جدید برای پیازمیا هستند.

preventing pyaemias requires proper sanitation practices.

جلوگیری از پیازمیا نیاز به رعایت اصول بهداشتی مناسب دارد.

public health campaigns aim to educate about pyaemias.

کمپین‌های بهداشت عمومی هدفشان آموزش در مورد پیازمیا است.

outbreaks of pyaemias can be devastating in communities.

شیوع پیازمیا می‌تواند در جوامع ویرانگر باشد.

research on pyaemias is crucial for global health.

تحقیقات در مورد پیازمیا برای سلامت جهانی بسیار مهم است.

pyaemias can affect both humans and animals.

پیازمیا می‌تواند هم انسان‌ها و هم حیوانات را تحت تأثیر قرار دهد.

early diagnosis of pyaemias can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام پیازمیا می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

health officials monitor pyaemias cases closely.

مسئولان بهداشت به طور دقیق موارد پیازمیا را رصد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید