pyramide

[ایالات متحده]/ˈpɪrəmɪd/
[بریتانیا]/ˈpɪrəmɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

nouna نوعی ساختار با پایه مربع یا مثلثی و دیواره‌های شیب‌دار که در یک نقطه ملاقات می‌کنند؛ در پزشکی، به پیرازینامید اشاره دارد، دارویی که برای درمان سل استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعpyramides

عبارات و ترکیب‌ها

pyramide scheme

طرح هرمی

pyramide structure

ساختار هرمی

pyramide shape

شکل هرمی

pyramide model

مدل هرمی

pyramide design

طراحی هرمی

pyramide level

سطح هرمی

pyramide theory

نظریه هرمی

pyramide analysis

تجزیه و تحلیل هرمی

pyramide concept

مفهوم هرمی

جملات نمونه

the pyramide is a fascinating structure.

هرم یک سازه ی جالب است.

we visited the pyramide during our vacation.

ما هرم را در طول تعطیلات خود بازدید کردیم.

the pyramide has a rich history.

هرم تاریخ غنی ای دارد.

the pyramide is located in egypt.

هرم در مصر واقع شده است.

many tourists are attracted to the pyramide.

بسیاری از گردشگران به هرم جذب می شوند.

the base of the pyramide is quite large.

پایه هرم بسیار بزرگ است.

they built the pyramide using massive stones.

آنها هرم را با استفاده از سنگ های بزرگ ساختند.

the pyramide represents ancient engineering skills.

هرم نشان دهنده مهارت های مهندسی باستانی است.

exploring the pyramide was an unforgettable experience.

کاوش در هرم یک تجربه فراموش نشدنی بود.

legends surround the construction of the pyramide.

افسانه ها احاطه سازنده هرم را کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید