pyrexias

[ایالات متحده]/paɪˈrɛksiə/
[بریتانیا]/paɪˈrɛksiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تب؛ وضعیت تب‌دار؛ افزایش پاتولوژیک دمای بدن

عبارات و ترکیب‌ها

high pyrexia

تب شدید

persistent pyrexia

تب مداوم

acute pyrexia

تب حاد

intermittent pyrexia

تب تناوبی

pyrexia management

مدیریت تب

pyrexia treatment

درمان تب

pyrexia symptoms

علائم تب

pyrexia evaluation

ارزیابی تب

pyrexia causes

علت تب

pyrexia diagnosis

تشخیص تب

جملات نمونه

the patient presented with pyrexia and chills.

بیمار با تب و لرز مراجعه کرد.

pyrexia can be a sign of infection.

تب می‌تواند نشانه‌ای از عفونت باشد.

doctors often treat pyrexia with antipyretics.

پزشکان اغلب تب را با داروهای ضد تب درمان می‌کنند.

monitoring pyrexia is crucial in patient care.

نظارت بر تب در مراقبت از بیمار بسیار مهم است.

she experienced pyrexia after receiving the vaccine.

او بعد از دریافت واکسن دچار تب شد.

persistent pyrexia may require further investigation.

تب مداوم ممکن است نیاز به بررسی بیشتر داشته باشد.

pyrexia can cause discomfort and fatigue.

تب می‌تواند باعث ناراحتی و خستگی شود.

in children, pyrexia is often accompanied by irritability.

در کودکان، تب اغلب با تحریک همراه است.

he was diagnosed with pyrexia of unknown origin.

او به دلیل تب با علت نامشخص تشخیص داده شد.

hydration is important when dealing with pyrexia.

هیدراتاسیون در هنگام مقابله با تب مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید