pyxidium

[ایالات متحده]/pɪkˈsɪdɪəm/
[بریتانیا]/pɪkˈsɪdiəm/

ترجمه

n. نوعی میوه که در یک کپسول محصور شده است؛ در پزشکی، به همان نوع میوه اشاره دارد
شکل‌های واژه
جمعpyxidiums

عبارات و ترکیب‌ها

pyxidium fruit

میوه پای‌زیوم

pyxidium species

گونه‌های پای‌زیوم

pyxidium plant

گیاه پای‌زیوم

pyxidium extract

عصاره پای‌زیوم

pyxidium leaves

برگ‌های پای‌زیوم

pyxidium benefits

فواید پای‌زیوم

pyxidium uses

کاربردهای پای‌زیوم

pyxidium cultivation

کشت پای‌زیوم

pyxidium habitat

زیستگاه پای‌زیوم

pyxidium research

تحقیقات پای‌زیوم

جملات نمونه

the pyxidium is often used in botanical studies.

پایکسیدیوم اغلب در مطالعات گیاه شناسی استفاده می شود.

researchers discovered a new species of pyxidium.

محققان یک گونه جدید از پایکسیدیوم کشف کردند.

the pyxidium plays a crucial role in seed dispersal.

پایکسیدیوم نقش مهمی در پراکندگی بذر دارد.

in ancient medicine, pyxidium was used for various remedies.

در طب باستان، از پایکسیدیوم برای درمان های مختلف استفاده می شد.

the structure of pyxidium is fascinating to botanists.

ساختار پایکسیدیوم برای گیاه شناسان جذاب است.

pyxidium can be found in tropical regions worldwide.

پایکسیدیوم را می توان در مناطق گرمسیری در سراسر جهان یافت.

identifying pyxidium species requires specialized knowledge.

شناسایی گونه های پایکسیدیوم نیاز به دانش تخصصی دارد.

the fruit of the pyxidium is often overlooked.

میوه پایکسیدیوم اغلب نادیده گرفته می شود.

pyxidium is an important part of the ecosystem.

پایکسیدیوم بخشی مهم از اکوسیستم است.

botanists study the growth patterns of pyxidium.

گیاه شناسان الگوهای رشد پایکسیدیوم را مطالعه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید