quacker

[ایالات متحده]/ˈkwækə/
[بریتانیا]/ˈkwækər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرغابی؛ شخصی که جیک‌جیک می‌کند
Word Forms
جمعquackers

عبارات و ترکیب‌ها

quacker jack

quacker jack

quacker snack

quacker snack

quacker attack

quacker attack

quacker pack

quacker pack

quacker track

quacker track

quacker back

quacker back

quacker stack

quacker stack

quacker hack

quacker hack

quacker slack

quacker slack

جملات نمونه

the child laughed at the sound of the quacker.

بچه در شنیدن صدای اردک خندید.

she bought a toy quacker for her nephew.

او یک اردک اسباب بازی برای خواهرزاده‌اش خرید.

the pond was filled with quackers in the morning.

در صبح، برکه پر از اردک بود.

he loves to imitate the sound of a quacker.

او عاشق تقلید از صدای اردک است.

we saw a quacker waddling across the yard.

ما یک اردک را در حال قدم زدن در حیاط دیدیم.

the quacker was looking for food by the water.

اردک به دنبال غذا در کنار آب بود.

he drew a funny quacker on his notebook.

او یک اردک خنده‌دار در دفترچه اش کشید.

we enjoyed watching the quacker swim in the lake.

ما از تماشای شنا کردن اردک در دریاچه لذت بردیم.

the children fed the quacker some bread crumbs.

بچه‌ها به اردک چند تکه نان خشک دادند.

during the picnic, a curious quacker approached us.

در طول پیک نیک، یک اردک کنجکاو به ما نزدیک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید