quadrupling

[ایالات متحده]/kwɔ'dru:pliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افزایش چهار برابری.

عبارات و ترکیب‌ها

quadrupling in size

چهار برابر شدن در اندازه

جملات نمونه

The company is quadrupling its production capacity to meet the growing demand.

شرکت در حال چهار برابر کردن ظرفیت تولید خود برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد است.

The population of the town has been quadrupling over the past decade.

جمعیت شهر در ده سال گذشته به طور چهار برابر افزایش یافته است.

The price of the house quadrupled in just five years.

قیمت خانه در عرض پنج سال به چهار برابر رسید.

She managed to quadruple her savings by investing wisely.

او با سرمایه گذاری هوشمندانه توانست پس انداز خود را چهار برابر کند.

The team's performance has quadrupled since the new coach took over.

عملکرد تیم از زمان استخدام مربی جدید چهار برابر شده است.

The company's revenue has quadrupled since the launch of their new product.

درآمد شرکت از زمان عرضه محصول جدیدشان چهار برابر شده است.

The number of visitors to the museum has quadrupled after the renovation.

تعداد بازدیدکنندگان از موزه پس از بازسازی چهار برابر شده است.

Her confidence quadrupled after receiving positive feedback on her work.

اعتماد به نفس او پس از دریافت بازخورد مثبت در مورد کارش چهار برابر شد.

The student's vocabulary quadrupled after studying abroad for a year.

دامنه لغات دانش آموز پس از یک سال تحصیل در خارج از کشور چهار برابر شد.

The company's stock price quadrupled after the announcement of a new partnership.

قیمت سهام شرکت پس از اعلام مشارکت جدید چهار برابر شد.

نمونه‌های واقعی

Masquerade (the dead leaf butterfly, for example) was the most effective technique, nearly quadrupling the time predators spent searching.

ماسکه‌راده (به عنوان مثال، پروانه برگ مرده) مؤثرترین تکنیک بود و زمان صرف شده توسط شکارچیان برای جستجو را تقریباً چهار برابر کرد.

منبع: The Economist - Technology

I predict that the net worth of this now dilapidated group of businesses will at least quadruple.

من پیش‌بینی می‌کنم که ارزش خالص این گروه فرسوده از کسب و کارها حداقل چهار برابر شود.

منبع: 2 Broke Girls Season 5

Its dollar GDP has quadrupled, its exports almost quintupled.

تولید ناخالص داخلی دلار آن چهار برابر شده، صادرات آن نزدیک به پنج برابر شده است.

منبع: The Economist - International

There are triple star systems, quadruple, and more.

سیستم‌های ستاره‌ای سه گانه وجود دارد، چهار برابر و بیشتر.

منبع: Crash Course Astronomy

I quadruple checked my calculations on this, okay?

من محاسباتم را در این مورد چهار برابر بررسی کردم، باشه؟

منبع: Super Girl Season 2 S02

They can sometimes quadruple the value of the raw bean.

آنها گاهی اوقات می‌توانند ارزش دانه خام را چهار برابر کنند.

منبع: VOA Standard English_Life

Since the recovery program began in the 90s' population have quadrupled.

از زمان شروع برنامه بازیابی، جمعیت در دهه 90 چهار برابر شده است.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

It's called a quadruple jump. And it's changing the sport of figure skating.

به آن پرش چهارگانه می‌گویند. و در حال تغییر دادن ورزش اسکیت نمایشی است.

منبع: Listening Digest

So I drink an espresso. Normally it's a quadruple shot espresso.

پس من یک اسپرسو می‌نوشم. معمولاً یک اسپرسوی چهار برابر است.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

We've quadrupled the number of operating oil rigs to a record high.

ما تعداد سکوهای نفتی در حال کار را به بالاترین حد ثبت شده چهار برابر کرده‌ایم.

منبع: Obama's speech

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید