qualifies

[ایالات متحده]/ˈkwɒlɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈkwɑːlɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. واجد شرایط یا شایسته کردن؛ حق یا توانایی داشتن؛ به استاندارد یا الزامی رسیدن؛ قوت یک بیانیه را کاهش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

qualifies for

واجد شرایط بودن برای

qualifies as

واجد شرایط به عنوان

qualifies under

واجد شرایط تحت

qualifies with

واجد شرایط با

qualifies to

واجد شرایط برای

qualifies people

افراد واجد شرایط

qualifies applicants

متخصصین واجد شرایط

qualifies candidates

نامزدان واجد شرایط

qualifies projects

پروژه های واجد شرایط

qualifies standards

استانداردهای واجد شرایط

جملات نمونه

she qualifies for the scholarship due to her excellent grades.

او به دلیل نمرات عالی واجد شرایط دریافت بورسیه است.

he qualifies as an expert in his field.

او به عنوان یک متخصص در زمینه خود واجد شرایط است.

the athlete qualifies for the finals after a great performance.

ورزشکار پس از یک عملکرد عالی، برای فینال‌ها واجد شرایط شد.

only those who qualify will be invited to the interview.

فقط کسانی که واجد شرایط هستند به مصاحبه دعوت خواهند شد.

this course qualifies you for a higher certification.

این دوره شما را برای دریافت گواهینامه بالاتر واجد شرایط می‌کند.

she qualifies as a candidate for the leadership position.

او به عنوان نامزد تصدی پست رهبری واجد شرایط است.

he qualifies for a discount because he is a student.

او به دلیل اینکه دانشجو است، برای دریافت تخفیف واجد شرایط است.

to qualify for the program, applicants must submit their transcripts.

برای واجد شرایط شدن برای برنامه، متقاضیان باید ریزنمرات خود را ارسال کنند.

she qualifies under the new regulations for assistance.

او بر اساس مقررات جدید برای دریافت کمک واجد شرایط است.

the project qualifies for government funding.

این پروژه برای دریافت بودجه دولتی واجد شرایط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید