quantitation

[ایالات متحده]/ˌkwɒntɪˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkwɑːntɪˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اندازه‌گیری یا برآورد مقدار چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

quantitation method

روش کمی‌سازی

quantitation analysis

تجزیه و تحلیل کمی‌سازی

quantitation results

نتایج کمی‌سازی

quantitation error

خطای کمی‌سازی

quantitation level

سطح کمی‌سازی

quantitation technique

تکنیک کمی‌سازی

quantitation values

مقادیر کمی‌سازی

quantitation standard

استاندارد کمی‌سازی

quantitation protocol

پروتکل کمی‌سازی

quantitation approach

رویکرد کمی‌سازی

جملات نمونه

quantitation of the substance is crucial for accurate results.

تعیین کمیت ماده برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.

the quantitation process requires precise measurements.

فرآیند تعیین کمیت نیاز به اندازه‌گیری‌های دقیق دارد.

we need to improve the quantitation methods used in our experiments.

ما باید روش‌های تعیین کمیت مورد استفاده در آزمایش‌های خود را بهبود بخشیم.

quantitation can help in understanding the concentration of compounds.

تعیین کمیت می‌تواند به درک غلظت ترکیبات کمک کند.

accurate quantitation is essential for data analysis.

تعیین کمیت دقیق برای تجزیه و تحلیل داده‌ها ضروری است.

the quantitation of proteins was performed using a spectrophotometer.

تعیین کمیت پروتئین‌ها با استفاده از طیف‌سنجی انجام شد.

quantitation techniques vary depending on the type of sample.

تکنیک‌های تعیین کمیت بسته به نوع نمونه متفاوت است.

we focus on the quantitation of environmental pollutants.

ما بر تعیین کمیت آلاینده‌های زیست محیطی تمرکز می‌کنیم.

quantitation helps in comparing different experimental results.

تعیین کمیت به مقایسه نتایج تجربی مختلف کمک می‌کند.

the quantitation of dna was carried out using pcr techniques.

تعیین کمیت DNA با استفاده از تکنیک‌های PCR انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید