inner quietude
سکوت درونی
peaceful quietude
سکوت آرامبخش
quietude of nature
سکوت طبیعت
serene quietude
سکوت آرام و دلنشین
quietude within
سکوت درونی
tranquil quietude
سکوت آرامبخش و دلنشین
quietude and calm
سکوت و آرامش
quietude of mind
سکوت ذهن
quietude in chaos
سکوت در میان هرج و مرج
embrace quietude
آغوش سکوت
in the garden, i found a moment of quietude.
در باغ، لحظهای آرامش یافتم.
the quietude of the mountains was refreshing.
آرامش کوهها دلپذیر بود.
she sought quietude amidst the chaos of the city.
او آرامش را در میان هرج و مرج شهر جستجو کرد.
quietude allows for deep reflection and thought.
آرامش اجازه میدهد تا تفکر و اندیشههای عمیقی داشته باشید.
he enjoyed the quietude of early mornings.
او از آرامش صبح زود لذت برد.
finding quietude can enhance your creativity.
یافتن آرامش میتواند خلاقیت شما را افزایش دهد.
the lake was a place of quietude and peace.
دریاچه مکانی برای آرامش و صلح بود.
she meditated in the quietude of her room.
او در آرامش اتاقش مدیتیشن کرد.
quietude is essential for a good night's sleep.
آرامش برای داشتن یک خواب خوب ضروری است.
he found quietude in the pages of his book.
او آرامش را در صفحات کتابش یافت.
inner quietude
سکوت درونی
peaceful quietude
سکوت آرامبخش
quietude of nature
سکوت طبیعت
serene quietude
سکوت آرام و دلنشین
quietude within
سکوت درونی
tranquil quietude
سکوت آرامبخش و دلنشین
quietude and calm
سکوت و آرامش
quietude of mind
سکوت ذهن
quietude in chaos
سکوت در میان هرج و مرج
embrace quietude
آغوش سکوت
in the garden, i found a moment of quietude.
در باغ، لحظهای آرامش یافتم.
the quietude of the mountains was refreshing.
آرامش کوهها دلپذیر بود.
she sought quietude amidst the chaos of the city.
او آرامش را در میان هرج و مرج شهر جستجو کرد.
quietude allows for deep reflection and thought.
آرامش اجازه میدهد تا تفکر و اندیشههای عمیقی داشته باشید.
he enjoyed the quietude of early mornings.
او از آرامش صبح زود لذت برد.
finding quietude can enhance your creativity.
یافتن آرامش میتواند خلاقیت شما را افزایش دهد.
the lake was a place of quietude and peace.
دریاچه مکانی برای آرامش و صلح بود.
she meditated in the quietude of her room.
او در آرامش اتاقش مدیتیشن کرد.
quietude is essential for a good night's sleep.
آرامش برای داشتن یک خواب خوب ضروری است.
he found quietude in the pages of his book.
او آرامش را در صفحات کتابش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید