quietudes

[ایالات متحده]/ˈkwaɪətjuːd/
[بریتانیا]/ˈkwaɪəˌtud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت سکوت یا آرامش؛ آرامش؛ سکون

عبارات و ترکیب‌ها

inner quietude

سکوت درونی

peaceful quietude

سکوت آرام‌بخش

quietude of nature

سکوت طبیعت

serene quietude

سکوت آرام و دلنشین

quietude within

سکوت درونی

tranquil quietude

سکوت آرام‌بخش و دلنشین

quietude and calm

سکوت و آرامش

quietude of mind

سکوت ذهن

quietude in chaos

سکوت در میان هرج و مرج

embrace quietude

آغوش سکوت

جملات نمونه

in the garden, i found a moment of quietude.

در باغ، لحظه‌ای آرامش یافتم.

the quietude of the mountains was refreshing.

آرامش کوه‌ها دلپذیر بود.

she sought quietude amidst the chaos of the city.

او آرامش را در میان هرج و مرج شهر جستجو کرد.

quietude allows for deep reflection and thought.

آرامش اجازه می‌دهد تا تفکر و اندیشه‌های عمیقی داشته باشید.

he enjoyed the quietude of early mornings.

او از آرامش صبح زود لذت برد.

finding quietude can enhance your creativity.

یافتن آرامش می‌تواند خلاقیت شما را افزایش دهد.

the lake was a place of quietude and peace.

دریاچه مکانی برای آرامش و صلح بود.

she meditated in the quietude of her room.

او در آرامش اتاقش مدیتیشن کرد.

quietude is essential for a good night's sleep.

آرامش برای داشتن یک خواب خوب ضروری است.

he found quietude in the pages of his book.

او آرامش را در صفحات کتابش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید