quips

[ایالات متحده]/kwɪps/
[بریتانیا]/kwɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اظهار نظرهای زیرکانه یا شوخ‌طبعانه
v. اظهار نظرهای زیرکانه یا شوخ‌طبعانه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

quick quips

خوش‌گویان سریع

witty quips

خوش‌ذهنی

funny quips

خنده‌دار

clever quips

باهوش

snappy quips

سریع و هوشمندانه

smart quips

هوشمندانه

sharp quips

تیز

sardonic quips

تمسخرآمیز

dry quips

خشک

جملات نمونه

she often quips about the absurdity of life.

او اغلب درباره پوچی زندگی شوخی می‌کند.

his quips always lighten the mood in the room.

شوخی‌های او همیشه حال و هوای اتاق را بهتر می‌کنند.

they exchanged witty quips during the meeting.

آنها در طول جلسه شوخی‌های بامزه رد و بدل کردند.

she has a talent for clever quips.

او استعداد شوخی‌های باهوش دارد.

his quips often leave everyone in stitches.

شوخی‌های او اغلب باعث می‌شوند همه از خنده بغل کنند.

she quipped that he should run for office.

او شوخی کرد که او باید برای مقام انتخاب شود.

he quipped about the challenges of parenting.

او درباره چالش‌های فرزندپروری شوخی کرد.

her quips are a highlight of the show.

شوخی‌های او یک نقطه اوج برنامه است.

they often quip about their favorite movies.

آنها اغلب درباره فیلم‌های مورد علاقه خود شوخی می‌کنند.

his quick quips make him a popular speaker.

شوخی‌های سریع او باعث می‌شود یک سخنران محبوب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید