| جمع | quislingisms |
quislingism in politics
قیومیت در سیاست
rise of quislingism
ظهورقیومیت
defeat of quislingism
شکست قیومیت
critique of quislingism
انتقاد از قیومیت
history of quislingism
تاریخچه قیومیت
examples of quislingism
نمونه های قیومیت
impact of quislingism
تاثیر قیومیت
condemnation of quislingism
محکومیت قیومیت
manifestation of quislingism
تجسد قیومیت
warning against quislingism
هشدار در مورد قیومیت
his quislingism during the war was a betrayal of his own people.
قیومگرایی او در طول جنگ، خیانت به مردم خود بود.
the rise of quislingism in the region has caused widespread concern.
ظهور قيومگرایی در منطقه، نگرانی گسترده ایجاد کرده است.
many viewed his quislingism as a threat to national unity.
بسیاری از افراد، قيومگرایی او را تهدیدی برای وحدت ملی میدانستند.
quislingism often emerges in times of political instability.
قيومگرایی اغلب در زمانهای بیثباتی سیاسی ظاهر میشود.
her actions were labeled as quislingism by her critics.
اقدامات او توسط منتقدانش به عنوان قيومگرایی برچسب خورد.
the government took measures to combat quislingism in society.
دولت اقداماتی را برای مقابله با قيومگرایی در جامعه انجام داد.
quislingism can undermine trust in leadership.
قيومگرایی میتواند اعتماد به رهبری را تضعیف کند.
his quislingism shocked many of his former allies.
قيومگرایی او بسیاری از متحدان سابقش را شوکه کرد.
historically, quislingism has been condemned by most nations.
در طول تاریخ، قيومگرایی توسط اکثر کشورها محکوم شده است.
quislingism is often associated with collaboration with enemy forces.
قيومگرایی اغلب با همکاری با نیروهای دشمن مرتبط است.
quislingism in politics
قیومیت در سیاست
rise of quislingism
ظهورقیومیت
defeat of quislingism
شکست قیومیت
critique of quislingism
انتقاد از قیومیت
history of quislingism
تاریخچه قیومیت
examples of quislingism
نمونه های قیومیت
impact of quislingism
تاثیر قیومیت
condemnation of quislingism
محکومیت قیومیت
manifestation of quislingism
تجسد قیومیت
warning against quislingism
هشدار در مورد قیومیت
his quislingism during the war was a betrayal of his own people.
قیومگرایی او در طول جنگ، خیانت به مردم خود بود.
the rise of quislingism in the region has caused widespread concern.
ظهور قيومگرایی در منطقه، نگرانی گسترده ایجاد کرده است.
many viewed his quislingism as a threat to national unity.
بسیاری از افراد، قيومگرایی او را تهدیدی برای وحدت ملی میدانستند.
quislingism often emerges in times of political instability.
قيومگرایی اغلب در زمانهای بیثباتی سیاسی ظاهر میشود.
her actions were labeled as quislingism by her critics.
اقدامات او توسط منتقدانش به عنوان قيومگرایی برچسب خورد.
the government took measures to combat quislingism in society.
دولت اقداماتی را برای مقابله با قيومگرایی در جامعه انجام داد.
quislingism can undermine trust in leadership.
قيومگرایی میتواند اعتماد به رهبری را تضعیف کند.
his quislingism shocked many of his former allies.
قيومگرایی او بسیاری از متحدان سابقش را شوکه کرد.
historically, quislingism has been condemned by most nations.
در طول تاریخ، قيومگرایی توسط اکثر کشورها محکوم شده است.
quislingism is often associated with collaboration with enemy forces.
قيومگرایی اغلب با همکاری با نیروهای دشمن مرتبط است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید