quotients

[ایالات متحده]/ˈkwəʊʃənts/
[بریتانیا]/ˈkwoʊʃənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتیجه تقسیم یک عدد بر عدد دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

intelligence quotients

ضرایب هوش

emotional quotients

ضرایب احساسی

social quotients

ضرایب اجتماعی

performance quotients

ضرایب عملکرد

skill quotients

ضرایب مهارت

learning quotients

ضرایب یادگیری

creativity quotients

ضرایب خلاقیت

adaptability quotients

ضرایب انطباق‌پذیری

leadership quotients

ضرایب رهبری

health quotients

ضرایب سلامتی

جملات نمونه

the teacher explained how to calculate the quotients in division.

معلم توضیح داد که چگونه حاصل تقسیم را در تقسیم محاسبه کنیم.

understanding quotients is essential for solving algebraic problems.

درک حاصل تقسیم برای حل مسائل جبری ضروری است.

in math class, we learned about quotients and remainders.

در کلاس ریاضی، ما در مورد حاصل تقسیم و باقیمانده یاد گرفتیم.

the quotients of the fractions were simplified for easier calculations.

حاصل تقسیم کسری ساده شد تا محاسبات آسان تر شود.

she found the quotients of the two numbers quickly.

او به سرعت حاصل تقسیم دو عدد را پیدا کرد.

the teacher used real-life examples to explain quotients.

معلم از مثال های واقعی برای توضیح حاصل تقسیم استفاده کرد.

calculating quotients can help in understanding ratios better.

محاسبه حاصل تقسیم می تواند به درک بهتر نسبت ها کمک کند.

the students practiced finding quotients with different sets of numbers.

دانش آموزان تمرین کردند که حاصل تقسیم را با مجموعه های مختلف اعداد پیدا کنند.

quotients are often used in various mathematical applications.

حاصل تقسیم اغلب در کاربردهای مختلف ریاضی استفاده می شود.

she struggled with quotients until she got extra help.

او با حاصل تقسیم دست و پنجه نرم کرد تا کمک اضافی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید