coefficients

[ایالات متحده]/kəʊˈɛfɪʃənts/
[بریتانیا]/koʊˈɛfɪʃənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ضریب؛ عدد یا نرخ که کیفیت یا فرآیند تغییر خاصی را اندازه‌گیری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

regression coefficients

ضرایب رگرسیون

coefficient values

مقادیر ضرایب

correlation coefficients

ضرایب همبستگی

coefficient matrix

ماتریس ضرایب

beta coefficients

ضرایب بتا

estimated coefficients

ضرایب تخمین زده شده

partial coefficients

ضرایب جزئی

adjusted coefficients

ضرایب تعدیل شده

standard coefficients

ضرایب استاندارد

coefficients table

جدول ضرایب

جملات نمونه

the coefficients in this equation determine the slope of the line.

ضرایب این معادله شیب خط را تعیین می‌کنند.

we need to calculate the coefficients for our regression model.

ما باید ضرایب مدل رگرسیون خود را محاسبه کنیم.

different coefficients can lead to varying results in the experiment.

ضرایب مختلف می‌توانند منجر به نتایج متفاوت در آزمایش شوند.

the coefficients of the polynomial must be adjusted for accuracy.

ضرایب چندجمله‌ای باید برای دقت تنظیم شوند.

in statistics, coefficients are crucial for understanding relationships.

در آمار، ضرایب برای درک روابط بسیار مهم هستند.

we analyzed the coefficients to improve our predictive model.

ما ضرایب را تجزیه و تحلیل کردیم تا مدل پیش‌بینی خود را بهبود بخشیم.

the coefficients were derived from a large dataset.

ضرایب از یک مجموعه داده بزرگ استخراج شدند.

ensure the coefficients are normalized before comparison.

اطمینان حاصل کنید که قبل از مقایسه ضرایب را نرمال کنید.

understanding the coefficients helps in making informed decisions.

درک ضرایب به اتخاذ تصمیمات آگاهانه کمک می‌کند.

she explained the significance of the coefficients in her research.

او اهمیت ضرایب را در تحقیقات خود توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید