radars

[ایالات متحده]/ˈreɪdɑːz/
[بریتانیا]/ˈreɪdɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که برای شناسایی اشیاء و تعیین فاصله و سرعت آن‌ها استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

early radars

رادارهای اولیه

military radars

رادارهای نظامی

weather radars

رادارهای هواشناسی

ground radars

رادارهای زمینی

coastal radars

رادارهای ساحلی

airborne radars

رادارهای هوابرد

search radars

رادارهای جستجو

tracking radars

رادارهای ردیابی

mobile radars

رادارهای متحرک

advanced radars

رادارهای پیشرفته

جملات نمونه

radars can detect incoming aircraft from miles away.

نارادارها می‌توانند هواپیماهای در حال نزدیک شدن را از مسافت‌های طولانی تشخیص دهند.

modern radars are essential for air traffic control.

نارادارهای مدرن برای کنترل ترافیک هوایی ضروری هستند.

many ships are equipped with advanced radars for navigation.

بسیاری از کشتی‌ها مجهز به رادارهای پیشرفته برای ناوبری هستند.

weather radars help predict storms and severe weather conditions.

رادارهای هواشناسی به پیش‌بینی طوفان‌ها و شرایط آب‌وهوایی شدید کمک می‌کنند.

military radars are used for surveillance and reconnaissance.

رادارهای نظامی برای نظارت و شناسایی استفاده می‌شوند.

radars can operate in various weather conditions.

رادارها می‌توانند در شرایط آب‌وهوایی مختلف کار کنند.

some radars use radio waves to detect objects.

برخی از رادارها از امواج رادیویی برای تشخیص اشیاء استفاده می‌کنند.

radars are crucial for the safety of pilots and passengers.

رادارها برای ایمنی خلبانان و مسافران بسیار مهم هستند.

research is ongoing to improve radar technology.

تحقیقات برای بهبود فناوری رادار در حال انجام است.

radars play a key role in modern defense systems.

رادارها نقش مهمی در سیستم‌های دفاعی مدرن ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید