monitoring

[ایالات متحده]/'mɑnətɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نظارت; کنترل; سرپرستی; ردیابی.

عبارات و ترکیب‌ها

continuous monitoring

نظارت مستمر

real-time monitoring

نظارت بلادرنگ

remote monitoring

نظارت از راه دور

monitoring system

سیستم نظارت

monitoring data

داده‌های نظارتی

environmental monitoring

نظارت بر محیط زیست

quality monitoring

نظارت کیفی

monitoring method

روش نظارت

health monitoring

نظارت بر سلامت

water quality monitoring

نظارت بر کیفیت آب

monitoring equipment

تجهیزات نظارت

network monitoring

نظارت شبکه

monitoring station

ایستگاه نظارت

process monitoring

نظارت فرآیند

monitoring device

دستگاه نظارتی

monitoring program

برنامه نظارت

monitoring instrument

ابزار پایش

pollution monitoring

نظارت بر آلودگی

air monitoring

نظارت هوا

monitoring point

نقطه نظارت

monitoring unit

واحد نظارت

radiation monitoring

نظارت تشعشع

جملات نمونه

a UN monitoring team

گروه نظارتی سازمان ملل متحد

radar stations monitoring enemy planes

ایستگاه‌های راداری که هواپیماهای دشمن را رصد می‌کنند

With remote signalization contact for monitoring device.

با تماس سیگنال‌دهی از راه دور برای دستگاه نظارتی.

The telenet monitoring can be supported, by dialing in through MODEM.

می‌توانید با شماره‌گذاری از طریق مودم، نظارت تلنت را پشتیبانی کنید.

* Process water monitoring to reduce biofouling build up.

* فرآیند نظارت بر آب برای کاهش تجمع زیست‌فولینگ.

They were monitoring the upper air to collect evidence of atomic explosions.

آنها لایه‌های بالایی جو را برای جمع‌آوری شواهدی از انفجارهای اتمی رصد می‌کردند.

A solution of hydrometry monitoring based on GPRS technology is introduced.

یک راه حل نظارت هیدرومتری بر اساس فناوری GPRS معرفی شده است.

Police station employee is in suffer below assistance of police precatory organization, the information on monitoring website, forum.

کارمند ایستگاه پلیس در رنج است و به دلیل عدم کمک سازمان پیش‌نویس پلیس، اطلاعات در وب‌سایت و فروم نظارتی قرار دارد.

A semiduplex realizing way for tire pressure monitoring system is introduced here.

یک روش سه‌گانه برای سیستم نظارت بر فشار لاستیک در اینجا معرفی شده است.

Standardizing Vibra day check consistency is of great importance to quality monitoring and acceptance in vibroshock production.

استانداردسازی یکنواختی بررسی روزانه Vibra از اهمیت زیادی برای نظارت و پذیرش کیفیت در تولید ویبروشوک برخوردار است.

We have been monitoring the enemy's radio broadcasts to try to find out their secret plans.

ما به نظارت بر پخش رادیویی دشمن پرداخته‌ایم تا سعی کنیم نقشه‌های مخفی آنها را کشف کنیم.

Refuring to the annals materials about monitoring entomoplily animalcule, the paper carries assess through the the status quo of monitoring exno-organism.

در رابطه با مطالب سالنامه در مورد نظارت بر حشرات و جانوران، مقاله وضعیت موجود نظارت بر موجودات غیرعادی را ارزیابی می‌کند.

The combined method of speed key point monitoring and speed chart monitoring is advanced to prevent hoist overrolling,significantly improving the safety and reliability of mine hoist operation.

ترکیبی از روش‌های نظارت بر نقاط کلیدی سرعت و نظارت بر نمودار سرعت برای جلوگیری از چرخش بیش از حد بالابر، به طور قابل توجهی ایمنی و قابلیت اطمینان عملیات بالابر معدن را بهبود می‌بخشد.

Manage of Alfa Aesar products price and monitoring competitorsprice, including searching data, data entry, comparing with competitors.

مدیریت قیمت محصولات آلفا آزار و نظارت بر قیمت رقبا، از جمله جستجوی داده‌ها، وارد کردن داده‌ها و مقایسه با رقبا.

Automatic and effective control of malt kilning processing was realized by the control system.Flow monitoring of malt kilning was available by a computer.

کنترل خودکار و مؤثر فرآیند بو دادن جو دو سر توسط سیستم کنترل محقق شد. نظارت بر جریان بو دادن جو دو سر از طریق کامپیوتر امکان پذیر بود.

On the basis of the interim monitoring results,a pre liminary evaluation is done on seepage control effect of steel plate piles wall.

بر اساس نتایج نظارت موقت، یک ارزیابی مقدماتی در مورد اثر کنترل نشت دیوار حائل با ستون های فولادی انجام می شود.

The 50%NMB should be considered as the choice of anesthetic management for facial nerve monitoring in otologic microsurgery.

50%NMB باید به عنوان انتخاب مدیریت بی‌هوشی برای نظارت عصبی صورت در جراحی میکروسکوپی گوش در نظر گرفته شود.

objective: To evaluate the applicability of somatosensory-evoked potentials (SEPs) monitoring during anterior cervical foraminotomy to reduce the neurological damage.

هدف: ارزیابی کاربرد نظارت بر پتانسیل‌های احضاری حسی-حرکتی (SEP) در طول فورامنوتومی مهره گردنی قدامی برای کاهش آسیب عصبی.

Also important are the protection of water supplies, the control of poaching, and improved monitoring of equid populations.

همچنین حفاظت از منابع آب، کنترل شکار غیرقانونی و بهبود نظارت بر جمعیت اسب‌ها نیز مهم است.

The military portable ECG for triage is a kind of minitype monitoring equipment for life information for the purpose that the ambulanceman carry through first aids in frontline.

یک دستگاه نظارتی کوچک قابل حمل برای ECG در شرایط بحرانی، نوعی تجهیزات مینیاتوری برای پایش اطلاعات حیاتی است که به منظور انجام کمک‌های اولیه توسط امدادگران در خط مقدم استفاده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

This includes increased monitoring of particulate matter in the air.

این شامل افزایش نظارت بر ذرات معلق در هوا است.

منبع: VOA Special May 2016 Collection

Dan Johnson has been monitoring developments from Washington.

دن جانسون شاهد پیشرفت‌ها از واشنگتن بوده است.

منبع: BBC Listening Collection November 2018

Anthrax requires frequent monitoring during the growth cycle.

آنتراکس نیاز به نظارت مکرر در طول چرخه رشد دارد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

He described sewage monitoring as " a very promising tool" .

او نظارت بر فاضلاب را به عنوان "ابزاری بسیار امیدوارکننده" توصیف کرد.

منبع: VOA Special English Health

NPR's Emmanuel Akinwotu has been monitoring the situation.

امانوئل آکینوتو از NPR بر وضعیت نظارت داشته است.

منبع: NPR News April 2023 Compilation

The IRS is providing credit monitoring to affected taxpayers.

سازمان خدمات مالیاتی (IRS) خدمات نظارت بر اعتبار را به مالیات‌دهندگان آسیب‌دیده ارائه می‌دهد.

منبع: AP Listening Collection July 2015

The combined forces have now stepped up surveillance monitoring.

نیروهای متحد اکنون نظارت بر سرتیپی را افزایش داده‌اند.

منبع: CRI Online April 2013 Collection

The Prime Minister says he's directly monitoring this situation.

نخست‌وزیر می‌گوید که او به طور مستقیم بر این وضعیت نظارت دارد.

منبع: CCTV Observations

Baidu says it will implement redundant monitoring and parallel driving to ensure passenger safety.

بایدو می‌گوید که برای اطمینان از ایمنی مسافران، نظارت افزون و رانندگی موازی را اجرا خواهد کرد.

منبع: CRI Online August 2022 Collection

Our Tokyo correspondent Rupert Wingfield-Hayes has been monitoring police statements.

خبرنگار توکیوی ما، روپرت وین‌گفیلد-هیز، بر اظهارات پلیس نظارت داشته است.

منبع: BBC Listening Collection July 2019

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید