radicalisms

[ایالات متحده]/ˈrædɪkəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˈrædɪkəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رادیکالیسم; ایده‌ها و اصول رادیکال.

جملات نمونه

The rise of radicalism in the region is a cause for concern.

ظهور رادیکالیسم در منطقه، موضوعی نگران‌کننده است.

He was influenced by the radicalism of the political group he joined.

او تحت تأثیر رادیکالیسم گروه سیاسی که به آن پیوست، قرار گرفت.

The university campus became a breeding ground for radicalism.

حرم دانشگاه به مکانی برای رشد رادیکالیسم تبدیل شد.

Radicalism often leads to violent extremism.

رادیکالیسم اغلب منجر به افراط‌گری خشونت‌آمیز می‌شود.

The government is cracking down on radicalism to maintain social stability.

دولت برای حفظ ثبات اجتماعی، در حال سرکوب رادیکالیسم است.

The group's radicalism alienated many of its former supporters.

رادیکالیسم گروه، بسیاری از حامیان سابق خود را بیگانه کرد.

Radicalism can sometimes be a catalyst for social change.

رادیکالیسم گاهی اوقات می‌تواند کاتالیزوری برای تغییرات اجتماعی باشد.

The extremist group's radicalism poses a threat to national security.

رادیکالیسم گروه افراطی، تهدیدی برای امنیت ملی است.

Radicalism in the political discourse has polarized the country.

رادیکالیسم در گفتمان سیاسی، کشور را قطبی کرده است.

The history of the country is marked by periods of radicalism and conservatism.

تاریخ کشور با دوره‌هایی از رادیکالیسم و محافظه‌کاری مشخص شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید