raffia

[ایالات متحده]/'ræfɪə/
[بریتانیا]/'ræfɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الیاف از برگ‌های درخت نخل رافیا
Word Forms
جمعraffias

عبارات و ترکیب‌ها

raffia fiber

الیاف رافیا

raffia bag

کیف رافیا

raffia hat

کلاه رافیا

raffia craft

هنر و کاردستی رافیا

جملات نمونه

She wove a beautiful basket using raffia.

او یک سبد زیبا با استفاده از رافیا بافت.

The hat was adorned with a raffia ribbon.

کلاه با یک روبان رافیا تزئین شده بود.

The artisan crafted a raffia mat for the floor.

صنع‌تکار یک حصیر رافیا برای کف درست کرد.

The sandals were made from woven raffia fibers.

صندل‌ها از الیاف رافیا بافته شده بودند.

The beach bag was made of straw and raffia.

کیف ساحلی از کاه و رافیا ساخته شده بود.

She tied the bouquet with a raffia bow.

او دسته گل را با یک پاپیون رافیا بست.

The table was decorated with a raffia table runner.

میز با یک زیرانداز رافیا تزئین شده بود.

The chair seats were woven with raffia for a tropical feel.

نشیمنگاه صندلی‌ها با رافیا برای ایجاد حس استوایی بافته شده بود.

The gift was wrapped in raffia for a rustic look.

هدیه با رافیا برای ایجاد ظاهری روستایی پیچیده شده بود.

The costume was accessorized with raffia jewelry.

لباس با جواهرات رافیا تزئین شده بود.

نمونه‌های واقعی

After a spell of sealing-wax, she had come to raffia, and thence to hand-weaving.

پس از مدتی استفاده از موم‌بندی، او به استفاده از یاقه‌بندی و سپس به بافت‌دستی روی آورده بود.

منبع: A handsome face.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید