| جمع | railheads |
The narrow gauge railroad was operable as far as Chinhung-ni and it was decided to establish a railhead there.
راهآهن با عرضاندازه باریک تا حدی که به چینهونگ-نی میرسید، قابل بهرهبرداری بود و تصمیم گرفته شد یک پایانه ریلی در آنجا ایجاد کنند.
This series machine is single column vertical lathe, it has a railhead and a sidehead.
این دستگاه سری یک تراش ستونی عمودی است، دارای یک سر ریلی و یک سر جانبی است.
The railhead is the point where the railway ends.
سر ایستگاه راهآهن نقطهای است که مسیر ریلی به پایان میرسد.
Supplies were transported to the railhead for distribution.
تدارکات برای توزیع به ایستگاه راهآهن منتقل شدند.
The soldiers marched towards the railhead to board the train.
سربازان به سمت ایستگاه راهآهن برای سوار شدن به قطار حرکت کردند.
The railhead serves as a vital link for transporting goods.
ایستگاه راهآهن به عنوان یک پیوند حیاتی برای حمل و نقل کالاها عمل میکند.
The construction of the railhead was completed ahead of schedule.
ساخت و ساز ایستگاه راهآهن زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.
Trains depart regularly from the railhead to various destinations.
قطارها به طور منظم از ایستگاه راهآهن به مقاصد مختلف حرکت میکنند.
The railhead is a bustling hub of activity.
ایستگاه راهآهن یک مرکز پرجنبوجوش فعالیت است.
The railhead is equipped with loading docks for efficient transfer of cargo.
ایستگاه راهآهن مجهز به اسکلههای بارگیری برای انتقال کارگو به طور کارآمد است.
Local businesses benefit from the proximity to the railhead.
کسب و کارهای محلی از نزدیکی به ایستگاه راهآهن بهرهمند میشوند.
Passengers gathered at the railhead, eagerly awaiting the arrival of their train.
مسافران در ایستگاه راهآهن جمع شدند و مشتاقانه منتظر رسیدن قطار خود بودند.
The narrow gauge railroad was operable as far as Chinhung-ni and it was decided to establish a railhead there.
راهآهن با عرضاندازه باریک تا حدی که به چینهونگ-نی میرسید، قابل بهرهبرداری بود و تصمیم گرفته شد یک پایانه ریلی در آنجا ایجاد کنند.
This series machine is single column vertical lathe, it has a railhead and a sidehead.
این دستگاه سری یک تراش ستونی عمودی است، دارای یک سر ریلی و یک سر جانبی است.
The railhead is the point where the railway ends.
سر ایستگاه راهآهن نقطهای است که مسیر ریلی به پایان میرسد.
Supplies were transported to the railhead for distribution.
تدارکات برای توزیع به ایستگاه راهآهن منتقل شدند.
The soldiers marched towards the railhead to board the train.
سربازان به سمت ایستگاه راهآهن برای سوار شدن به قطار حرکت کردند.
The railhead serves as a vital link for transporting goods.
ایستگاه راهآهن به عنوان یک پیوند حیاتی برای حمل و نقل کالاها عمل میکند.
The construction of the railhead was completed ahead of schedule.
ساخت و ساز ایستگاه راهآهن زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.
Trains depart regularly from the railhead to various destinations.
قطارها به طور منظم از ایستگاه راهآهن به مقاصد مختلف حرکت میکنند.
The railhead is a bustling hub of activity.
ایستگاه راهآهن یک مرکز پرجنبوجوش فعالیت است.
The railhead is equipped with loading docks for efficient transfer of cargo.
ایستگاه راهآهن مجهز به اسکلههای بارگیری برای انتقال کارگو به طور کارآمد است.
Local businesses benefit from the proximity to the railhead.
کسب و کارهای محلی از نزدیکی به ایستگاه راهآهن بهرهمند میشوند.
Passengers gathered at the railhead, eagerly awaiting the arrival of their train.
مسافران در ایستگاه راهآهن جمع شدند و مشتاقانه منتظر رسیدن قطار خود بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید