rainwaters

[ایالات متحده]/'reɪnwɔːtə/
[بریتانیا]/'renwɔtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آبی که به صورت باران افتاده، آب نرم.

عبارات و ترکیب‌ها

collect rainwater

جمع‌آوری آب باران

purify rainwater

تصفیه آب باران

harvest rainwater

برداشت آب باران

utilize rainwater

بهره‌برداری از آب باران

جملات نمونه

collect rainwater to use on the garden.

آب باران جمع کنید تا در باغ استفاده کنید.

The rainwater drained away.

باران از بین رفت.

A site might catch rainwater as well as a dankish site.

یک سایت ممکن است آب باران را جمع آوری کند و همچنین یک سایت مرطوب.

There's a channel in the middle of the old street to help rainwater flow away.

در وسط خیابان قدیمی یک کانال وجود دارد تا به جریان آب باران کمک کند.

An eave trough used to convey rainwater from the roof to the downspout.

یک ناودان که برای هدایت آب باران از سقف به لوله تخلیه استفاده می شود.

Whose job is it to clear the accumulated rainwater from the streets?

چه کسی مسئول پاک کردن آب باران انباشته شده از خیابان ها است؟

Sunlit seeder perigastroenterostomositis rainwater prowling canton iarovize sphericality strikebound eland chloridizing backsheeting.

نور خورشید بذر perigastroenterostomositis آب باران prowling canton iarovize کروی بودن eland chloridizing backsheeting.

The kailyard is not big, but seems to be more charming and verdant with tender leaves of a variety of vegetables after been gave elaborate care by its master and abundant rainwater this year.

باغچه بزرگ نیست، اما با برگ های لطیف انواع سبزیجات پس از دریافت مراقبت های دقیق از طرف صاحب آن و بارش فراوان امسال، جذاب و سرسبز به نظر می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید