raiser

[ایالات متحده]/'reizə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالابر، پیشنهاددهنده، جمع‌آوری‌کننده‌ وجه، پرورش‌دهنده، مخمر

عبارات و ترکیب‌ها

fundraiser

جذب‌کننده کمک مالی

money-raiser

جمع‌آوری پول

event-raiser

سازنده رویداد

جملات نمونه

an energetic fund raiser for the college.

یک جمع‌آوری کننده بودجه پرانرژی برای دانشگاه.

fund-raisers have issued a cry for help.

گزارشگران کمک مالی درخواست کمک کرده‌اند.

Bach's Sinfonia in B flat was an ideal curtain-raiser to Mozart's last piano concerto.

سیمفونی کنکورد ب-فلات اثر باخ، یک مقدمه ایده‌آل برای کنسروی پیانوی آخر موتزارت بود.

A dairy animal raiser shall timely clear, transport and dispose of the egesta and waste produced in raising dairy animals.

پرورش‌دهنده دام‌های لبنی باید به موقع فضولات و زباله‌های تولید شده در پرورش دام‌های لبنی را پاکسازی، حمل و دفع کند.

The 3 appears to be a blank, so what is the early limper suddenly so excited about that he wants to raise?He probably checked the turn thinking that the preflop raiser would bet.

به نظر می رسد 3 خالی است، بنابراین لیمپر اولیه به طور ناگهانی در مورد چه چیزی هیجان زده است که می خواهد شرط بندی کند؟ احتمالاً او تا را بررسی کرد و فکر کرد که شرط گذارنده پیش از فلاپ شرط بندی خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید